ویانا نیوز به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت دویست و هجده :
کاری که گفت رو کردم اما خدایی خیلی سخت بود.
نه راست ایستاده بودم نه هیچ! فقط سرم شبیه اردک جلو بود و با احتیاط و کله ای جلو داشتم حرکت می کردم.
سومین قدم رو خواستم بردارم که دست روی سینه ام گذاشت و مجابم کرد بایستم.
- این طوری نه! من میگم خانم باش تو شبیه اردک میری.
کتاب رو برداشت و ازم دور شد و همزمان گفت: دقت کن!
پنج قدم عقب تر از من ایستاد. صدای کفش های پاشنه بلندش تو
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساری
10من اگه جای ویانا بودم به جای خودشیرینی قش میکردم از خنده😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشآرزو
35یکم پارتا مسخره شده خبریم از مهیار نیست یکمم از سوتیاش کم کنین😐😐🌹
۵ سال پیشSayan
7میگم فک نکنم ویانا و مهیار بهم برسن اخه ژانر رمان عاشقانه نیس
۵ سال پیشبرو بابا
18ناهید جاااان مادر شوعر *** آخه تو که میدونی ویانا خل و چل خدایی هست چرا ایقد رو اعصاب ما و خودت راه میری🤷 ♂️🚶 ♀️ طفلک ویانام🤕
۵ سال پیشن
17واد فاز
۵ سال پیشM. M
26مهیار کدوم گوریه؟؟
۵ سال پیشآهو
30اصن خب نی اینقد سوتی بده😕 یکم سوتی هاش رو کمتر کن
۵ سال پیشهلو بپر تو گلوتم
23ای بابا انقد در باره ناهید و ویاناس انگار سر عقدشون جای مهیار و ناهید عوض شده🤣🤣🤣🤣🤣
۵ سال پیشمری
24ای بابا خیلی پارتش بدجور بود اصلا نفمیدم چی به چی شد😐😐اصلا مینو کیه ک دخترش کی باشه؟ 😐💔بعدش چرا اثری از مهیار نیس؟ اینا تازه محرم شدم میاس لحظه های عاشقونه داشته باشن💔😐همش شده ناهید خانم👀
۵ سال پیش
27پی چرا مهیار هیچ نیستش خیر سرشون تازه باهم محرم شدن چرا همش باید ناهید خانومو تحمل کنیم
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

(**
6نویسنده جان لطفا از دانیال و فاطی کماندو بیشتر بنویس یکم بخندیم به کارهاشون 😂ممنون🥺❤