پارت دویست و سی و یک :

- نه!
حس می کنم دارم احساسشو به بازی می گیرم
دیشب سیریش شده بود می گفت بگو دوستم داری.
منم گفتم.
ولی از ته دل نبود!
- چیزی که تو داری غصشو می خوری ملت باهاش تفریح می کنن می خندن.
به نظر من هیچی بهش نگو همین راهو تا تهش برو.
بالاخره یا تو خر میشی و دلتو تقدیمش می کنی، یا اخلاقای گندت دل اونم می زنه دیگه
حالا همین الان هم که نمی خواین فرتی مزدوج بشین.
اگرم خیلی فاز بچه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنده خدا

    38

    به نظرمن حامی عاشقه ولی تاتو موقعیتی قرارنگیره نمی فهمه مثل آرامش که وقتی دید حامی چاقو خورد احساس شوفهمیدحالاموقعیتش چی باشه خدا می دونه اره فکر کنم ماهرو قضیه رو فهمیده امیدوارم نخواد انتقام بگیره

    ۵ سال پیش
  • لیلا.!

    0

    دقیقا منم مقل کاربر"A"آرامشو طوووفانی میخوام😂🤦🏽 ♀️ خیلی شکننده جلوه میکنه و این شخصیتش زیاد بهش نمیاد خصوصا اینکه تاره اول راه عاشقیه.. نویسنده آرامش طوفانی رو با تمام اخلاقاش بهمون برگردو

    ۵ سال پیش
  • ماهان

    2

    سلام رمانتون خیلی زیباست .خسته نباشید🌹🌷

    ۵ سال پیش
  • ش

    6

    چقدر سخته احساساتت به بازی گرفته بشه خدایا هیچ وقت چنین بلایی سر هیچ *** نیاد آمین

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    8

    دیدین بچه ها نگفتن ماهرو بنده خدا هیچ کارس حالام داره میره البته امیدوارم باز این ی بخبختی درس نکنه ولی در کل ک داره میشه دیه😁

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    12

    ماهرو فکر کنم موقعی که اینا باهم حرف میزدن شنیدا 🤔 حامی یه ذره به حرفای ارکان گوش کنی نمیمیری که 😒 ولی خدا بخیر بگذرونه اون اتفاقی که میخواد به حامی بفهمونه که عاشق ارامشه😌😍

    ۵ سال پیش
  • A

    14

    خیلی دوست دارم آرامش بفهمه حامی دروغ گفتح اخ چ میشح. من از اخلاق های آرامش بدم میاد اه کاش مث قبل بود 😐💔

    ۵ سال پیش
  • مریم

    20

    فک کنم فهمیده که حامی از آرامش خاستگاری کرده

    ۵ سال پیش
  • مریم

    13

    منظورم ماهروعه

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    15

    طفلکی آرامش

    ۵ سال پیش
  • ..

    31

    دلم میخواد سر حامی رو بگیرم بزنم به دیوار آخه پسره ی خل چرا وقتی مطمئن نیستی یه کاری رو انجام میدی؟😐اگه ندیدین اخرم دل آرزو بچم رو به همین خاطر میشکونه 🥺😥

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    38

    فک کنم ماهرو فهمیده حامی از آرامش خواستگاری کرده میخواد بره.. و اینکه نویسنده یکم پارتارو طولانی کن🙏🥰

    ۵ سال پیش
  • بهار گلی

    18

    هی وای وای نکنید و حامی رو به رگبار نبندید، درسته کارش درست نبود ولی همین که غذاب وجدان داره، خوبه

    ۵ سال پیش
  • M..

    23

    وااااای حامی وای حامی🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️😭😭

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!