پارت دویست و بیست و هشتم :

منتظر نگاهم می کرد.
- تا وقتی که؟
نمی توانستم.
اعتراف کردن ساده نبود.
آن هم از طرف من. دختری که عمری همه یه جور دیگر رویش حساب می کردند.
حتی خودش که رو به رویم نشسته بود و کنجکاو داشت تماشایم می کرد.
سر به زیر انداختم و آرام گفتم :
تا وقتی که فهمیدم خودش واسه کل دنیا و آخرتم کافیه.
لحنم داد می زد می خواستم یک چیز دیگر بگویم.
نفس صدا داری کشید و کمی سر جایش جا به جا شد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تو ،من ،تنهایی

    13

    ما با همین هم راضی هستیم فقط الکی ملکی نباشه یا یهو مثل راستین نیفته بمیره.....ما راضی ،نویسنده راضی ، سازنده راضی ،حانی راضی آرامش هم راضی گور پدر ناراضی ..... بیااااالللللااااا وسطططططططططط🥳🥳🥳🥳⁦

    ۵ سال پیش
  • U

    0

    خخخخخ😂😂

    ۵ سال پیش
  • حجی کجی

    5

    نکردیدوبه خواننده هااحترام گذاشتیدممنونم،گاهی خیلی حرص میخورم بخاطرکوتاه وکم بودن پارتاولی خودموکه گذاشتم جاتون دیدم یه همچین چیز قشنگیورایگان برامون پارگذاری میکنید ازتون واقعا متشکرم،موفق باشید🥀💕

    ۵ سال پیش
  • حجی کجی

    3

    عاالی بودنویسنده جون خسته نباشی،بااینکه پارتاکوتاهه وخیلی هااعلام نارضایتی میکننوخودمم حتی گاهی روانی میشم😭😂ولی دستتون دردنکنه بااین جذابیتی که داره وطولانی هست و معلومه چقدر وقت میذارید همینکه پولی

    ۵ سال پیش
  • K

    5

    دستتون طلا مثل همیشه عالی و هیجان انگیز ولی چرا حامی اینجوری میحرفید؟یه کاسه ای زیر نیم کاسس ها یا شاید خل شده

    ۵ سال پیش
  • M

    6

    وای خدا😲اصلا باورم نمیشه😐چرا حامی عاشقانه نگفت؟☹خدایش بعد از اینهمه معطلی و طولانی بودن حق بود که یه مقدار عاشقانه تر باشه🥲ولی خب همینم قنیمته😂😅😅💔

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    8

    کاش از زبون حامی بشه تا احساسسش رو از زبون خودش بفهمیم ...البته حامی هم اون جور آدمی نیست که بافهمیدن حس آرامش بخواد دندون تیز کنه اما ....این پارت خیلی عالی بود بیصبرانه منتظر پارت بعدیم....😻

    ۵ سال پیش
  • (:

    3

    آقااا من میگم که حامی چطور به خودش جرعت داده بیاد خواستگاری؟ منظورم اینه دلش رو داشته، مثلا الکی نگفته که چیزی ندارم یا از این حرفا😐🙄 دمش گرم، خیلی خوب و جذاب بود خوشمان آمد 😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • بهار

    6

    چرا اینجوری شد چرا شکه شدم من ک از خدام بوددددد وای خدااااا چ غیر منتظره و جذاببببببب خواستگاری کرد🤩🤩🤩🤩🥳🥳🥳🥳🥳😻😻😻😻😻

    ۵ سال پیش
  • saba

    5

    چرا من نمیتونم الان فکم و جمع کنم؟ چرا اینقد شکه شدم؟ چرا اینطو گفت؟ ولی محشر بود. اصلا یجوری از جا پریدم....

    ۵ سال پیش
  • Masoomeh

    5

    کاش با حرف آرامش بهش برنخوره پیش خودش بگه به مسخره گرفته و اینا😬وای استرس گرفتم ولی خیلی خوشحالم😃اوخی چقدر راحت پیشنهاد ازدواج داد خاستگاری به این راحتی ندیده بودم😄ایشالا خوش باشن و آرامش قبول کنه

    ۵ سال پیش
  • دلارام

    7

    امروز حالم گرفته بود ناراحت بودم تا گفت زنم میشی انقد خوشال شدم بلند خندیدم😂ولی میگه تو لحنش هیچ احساسی نبود که🥺

    ۵ سال پیش
  • ?آتیش پاره?

    3

    جونمی جون ،نمیری حامی یکم با احساس میگفتی خوب 😂😂حالاااااا 😁😁آری جونم تو هم ضدحال نزن و بله رو بگوووو 😍😛😛😛

    ۵ سال پیش
  • گلاره

    4

    حاجی پشمام ریخت😐❤️❤️

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    8

    این پارت از همه پرتا بی نظیر تر بوددددد 😍😍ارامش اگه قبول نکنی خودم میام اونجاچکو لگدیت میکنم والااا 😂😂

    ۵ سال پیش
  • M...

    15

    فَکَم افتاد وااای از خوشحالی گریم گرفت

    ۵ سال پیش
  • $

    8

    بااااا ابلفضل حامی کی عاشق شد😂😂😂 بخدا اصلا یک درصد هم فکر نمی کردم خواستگاری کنه، چون فکرر میکردم بترسه و بگه من لیاقتش رو ندارم که البته طرز فکر اشتباهیه😐 ممنون 😍🌷

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!