پارت سی و سوم :
ستاره زبان روی لب کشید و کمی خودش را جمع و جور کرد. لبخند محوی روی لب نشاند و با تته پته گفت:
- اوم... خب... دیروز اصلا یه جوری بود که... که خود به خود یخمون باز شد. اصلا همه چی یادمون رفته بود، فقط فکر نجات جونمون بودیم! الانم پیش تو دارم میگم نیما اگر نه که ببینمش هنوز همون آقای شهسوار میگم!
نیهان با لبخندی شیطنتآمیز، چشمکی زد و پرسید:
- تنها شدین غش نکردی؟!
خاطرات تلخ و شیرین روز گ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آیدا
12امیدوارم نیما نسبت به احساسش نامردی نکنه واز مشکل ستاره بگذرخواهشا پایان خوش باشه و داستان بیشتر راجبش ستاره و نیما باشه ممنون عالی
۵ سال پیشجیگر نامی ب نام جیگر
25جیغ:/چرا ی احساسی بم میگ اینا بهم میرسن ولی توی یجایی ستاره باز رامین رو میبینه:/
۵ سال پیشحدیث
18اگر قرار نبیندش برای چی باید عکس شخصیت رامین رو بزارند گلم؟
۵ سال پیشجیگر نامی ب نام جیگر
2همییین:/ولی شاید برای رفع کنجکاوی هم گزاشته باشن:)
۵ سال پیشیگانه
9به نظرم نیما با این قضیه ستاره کنار میاد ولی سخت، بیچاره ستاره تا میاد یکی عاشقش میشه باید یه اتفاقی براش بیوفته. به این بیچاره ها انگار خوشی نیومده🤕🤒🤧
۵ سال پیشO
12دوست دارم زود رامین وارد ماجرا بشه
۵ سال پیشنازنین
17فقط امیدوارم بهم دیگه برسن من صد تا صلوات نذر می کنم فقط بهم برسن نیما داستان رو متوجه شد نذاره بره خدایا بهر سختی که هست بهم برسن خواهشاً نگار خانم پایانش خوب باشه آخه دلم خیلی برای ستاره می سوزه
۵ سال پیشنعنا
11لابد وقتی دلیل این حال ستاره رو بفهمه می ره و برنمی گرده😢🚶🏻 ♀️
۵ سال پیشزهرا
22وایییییی نیما عاشق ستارست نانای افعلو فولا نانای اصغرو صغری جوووونمیی حداقل نیما دیگه مثل این پسرای اسکل توی رمانای دیگه وقتی عاشق شد نگفت نمیدونم اسم این حسم چیه وااالااا ممنون
۵ سال پیشزهرا
21مثل نبهان اولای رمان عاشق شد🙄
۵ سال پیش.....
28اگه نیما بفهمه چ بلایی سر ستاره اومده چ حالی میشه😐
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
برو بابا
4شایدم رامین و آلما به هم مربوط شن و اینکه نمی دونم چرا دارم به خودم امیدواری میدم که قضیه ی رامین و ستاره از طرف رامین یه نقشس یعنی تجاوزی نبوده خدا کنه اینجوری باشد😜😝