پارت دویست و چهارم :





سگه هی یه نگاهش به من بود.
تف شانس رو! الان آویز بفهمه مسخره م می کنه. من دیگه نمی خوام اصلا بین اینا باشم، آبرو شرف منم با خودشون بردن.
فاطمه که رفت دانیال با دست به هر دومون اشاره کرد.
- بیاین ببینم.
با کنجکاوی و اخم های در هم نزدیک شدم که زد پس کله هر دومون و با حرص گفت: چرا جلوی این کنفم می کنین؟ نمی بینین دختره چه خودش و دست بالا گرفته؟
دستش رو پس زدم.
- از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • چشانا

    43

    آقا مغرور داریم تا مغرور 😒آلان راستین مغرور ولی چی همه داریم خودمون و براش میکشیم ولی بابای ویانا دیگه از حد گذرونده🤐🤐

    ۵ سال پیش
  • مینا

    5

    راستین کیه؟

    ۵ سال پیش
  • دهه هشتادی

    12

    مینا خانم راستین شخصیت اصلی حکم کن هستش این پارت عالی بود آویز با همه چلمنگبازیاش برادر و پشت خوبیه برای ویانا

    ۵ سال پیش
  • ستی

    4

    عالییی بود عاشق رماناتم من

    ۵ سال پیش
  • یاشیل

    13

    اخی ویانا خیلی گناه داره 😢

    ۵ سال پیش
  • ..

    4

    بچا شخصیت اصلی رمان کیه؟ مح هنوز ب اینجا نرسیدم ۱۶۳ هسدم اونجا میگن حس خوبی ندرن و این چیزا الن میخام بدونم با کی ازدواج میکنه و شخصیت اصلی کیع مرسیتون میشم بگید🙂💕

    ۵ سال پیش
  • O:

    3

    دقیقاا 🙂👌❤️ واسع منم سوالع

    ۵ سال پیش
  • نیلو

    4

    خیلی عالی بود امنه جون . من به شخصه عاشق رماناتونم . موفق باشی

    ۵ سال پیش
  • مری

    16

    بسقوطانم؟ 😂😂😂😂😂وینی جونم نگران نباش ما همه پشتتیم🤭🤣ولی پدرش دیگه خیلی شورشو در اورده😑😐

    ۵ سال پیش
  • eer

    23

    دامنو زده زیر بغلش این طوری که همه دارو ندارت دیده میشه که😂خدایاشکرت نمردیم بالاخره پارت به جای خواستگاری رسید؛اون سری که نزدیک بودشلوار مهیار بیوفته این بار چای و بریزه رو شلوارناهید😀

    ۵ سال پیش
  • معصی

    12

    الهی چقدر بده بابات مغرور باشع 😔 من اگه جای ویانا بودم اول ازهمه بابابام دعوا میکردم😁 بعد از خونه میزدم بیرون 🤕

    ۵ سال پیش
  • نگارا

    14

    وای من جای ویانا استرس گرفتم😑عالی بود آمنه جون♥😍

    ۵ سال پیش
  • یاسی

    45

    آویز و دانیال عین ی برادر پشت ویاناس... سارا و میترا عین خواهر پشت ویانان... مهیار عین عاشق پشت ویاناس... و ویانا دیگه تنها نیس:)♥️✨🌿

    ۵ سال پیش
  • ویانا

    15

    دقیقا همینطوره😊

    ۵ سال پیش
  • گوگولی

    23

    بازم گل کاشتی نویسنده عاشقتمممم ❤❤❤❤❤❤❤❤من بی صبرانه منتظر سوتیای تو خاستگاریم 🤣🤣🤣فقط امیدوارم ناهید خانم قورتش نده😬😬🙄🙄

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️