شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و بیست :
با صحنه ای که دیدم، حالم به کل دگرگون شد.
چشمانم شد قد دو هنداونه ی درشت!
چراغ قوه ی موبایلش از روی صورتم حرکت کرد و آمد پایین، و روی یقه ام ثابت ماند.
رد نگاهش را که گرفتم، لبم را محکم گزیدم.
خیلی غیر منتظره دستم را بلند کردم و یک سیلی جانانه حواله اش کردم.
برق از سرش پرید.
دست آزادش را روی صورتش گذاشت و آخ و واخ کنان گفت :
اکسیژن بهت نرسیده جا اینکه شل بشی ضربدستت سه ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساغرماکانی
1ی سریاتون زیر همه رمانا اسمتون هس تو نظرات بابا چق فعالین شما من بعد ی هفته میام رمان انلاین دهنم سرویس میشه تا این چهارتارو بخونم زیر همشون نظراتتون هس درود ب شرفتون😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیش.
4نانای افعل و فلا هووووهوووو چ خفن شده😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣
۵ سال پیشSa_r_a
6داداچچچچچ ببببببوووووووسسسسسس 😆
۵ سال پیشپرنسس
13با توجه به شناختی که از حامی دارم احتمالا بعد از این بوسه فرمالیته کلی کولی بازی دربیاره😂 بچه هامون اولین بارشونم هست از اینجور بوسه ها مطمئنا خیلی بحث برانگیز خواهد بود این بوسه 😍🥺😂
۵ سال پیشSepi
6چرا اینجا تموم شدددددد😭😢😫
۵ سال پیشزهرا
8انقدر که این رمان زیبا وهیجانیه من توی دو روز کل این ۲۲۰ تا پارت رو خوندم و الانم کاملا موندم تو خماری و کل پشمام هم ریخته 😂😂😂
۵ سال پیشیاشیل
9😐من مُردم شُک بِهم وارد شده نمیتونم تکون بخورم ایول💃💃💃💃💃صحنه عاشقانه 💃💃💃💃💃💃حالا بیا وسط💃💃💃💃💃*** دیرین دیدین 💃💃💃💃💃💃
۵ سال پیشمینا
12ینی خدایی از بس اینا تا ایجا رمان هچ حرکت عاشقانه ای انجام ندادن ما با یه جمله منو ببوس داری میمیریم برا پارت بعد😂
۵ سال پیش
9خودم ریختم پشمام موند😐
۵ سال پیشالیا
7چیشده من کپ کردم 😮😮😮😮😮😱😱😱😱
۵ سال پیشبنده خدا
7حاجییی پشمامممم😨😨😨
۵ سال پیشپاترهد
8وای من چه کنم تا فردا دارم غش میکنم 😂😂😂😂😂😂🔥🔥🔥🔥🔥
۵ سال پیششقایق
8واقعا عالی مرسی از نویسنده رمان
۵ سال پیشفاطمه
10کی فردا میشه🥺😭😭
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
مادمازل
1وا خب کُت ات و دوباره میپوشیدی 🤦🏻 ♀️ 😂 حواست کجاست دختر... در کمد دیواری مگه چه قدر محکنه با سنجاق در اتاق و باز کرد در کُمُد و نمیتونست ؟😂 شاید چیز مهمی تو اون کمد باشه اصلا که قفل کرد