پارت دویست و نوزده :

با حرص گفتم : بخدا اگه یه کلمه دیگه حرف بزنی می زنم جایی که نباید بزنم!
خودش را کمی جمع و جور کرد و گفت :
باشه وحشی نشو!
الان درو باز می کنم.
هرچه صبر کردم حرکتی نکرد.
با ناله گفتم :
پس چرا هیچ کاری نمی کنی؟
- باید خم شم! 
- خب خم شو! 
- تنگه.
- چی تنگه؟
- اینجا. خم شم میام تو حلق تو! 
پا کوبیدم و گفتم : خب گلابی! ا.... 
پرید وسط حرفم. 
 من خوشگلم تو گاوی. 

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رعد تاریک

    1

    جرر میگه من خوشکلم تو گاوی😂😂🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • wolf

    0

    نوشته بود که حامی درو سریع با زحمت قفل میکنه

    ۵ سال پیش
  • زینب

    9

    جرررررررررررررررررررررر ساعت 4 نصف شب من دارم میمیرم از خنده این دوتا خیلی باحالن😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • تینا

    20

    یه ضعف. وقتی اینا اومدن تو اتاق در قفل بود بازش کردن بعد وقتی کمیل اومد تو درو باز کرد تعجبم نکرد که در قفل بود اگه این قسمت درست پیش میرفت در کمد و باز میکرد و یه چیز دیگه اونجا به. اون تنگی

    ۵ سال پیش
  • $

    4

    ندیدی اعصابش چقدر داغون بود و داشت با گوشی حرف می زد؟ احتمالا توجه نکرده. ولی به احتمال خیلی زیادتر اون وسط مسطا یه جای مخفی هست مدارک اونجاست.

    ۵ سال پیش
  • بردیا

    12

    اسم مردا بد درفته :| اگر نه زنا منحرف ترن الا ن نویسنده جون میزنه تو پرتون و اومدن بیرون هیچ غلطی نکردن مدارکم تو کمد نیس :|||

    ۵ سال پیش
  • naznin

    5

    اه غلط میکنن باید ی اتفاقی بیافته

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    4

    این رمان فوق العاده زیبا است ممنون از نویسنده ولی اگه یه مقدار پارت ها طولانی تر بشن واقعا عالی میشه

    ۵ سال پیش
  • یاشیل

    8

    جون داره عاشقانه میشه😍

    ۵ سال پیش
  • پاترهد

    15

    وای وای گف حامی لباسامو در بیار چه پارت محشری بود این جووون🥺😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • ?

    8

    بچه ها این رمان بعد اتمام اینجا کاملشو قرار میدن ؟؟؟

    ۵ سال پیش
  • M

    10

    وای خدا من چرا انقدر ذوق کردم😍😍😍😍😍😍🤣🤣🤣🤣🤣🤪🤪

    ۵ سال پیش
  • دل

    35

    انقدر این ارامش و حامی یخمکن که نویسنده بایده بندازدشون تو یه کمد درم قفل کنه بلکه اینا یه حرکت عاشقانه بزنن😅

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    18

    تو کمد چه اتفاقایی میخواد بیفته نویسنده میدونه ولی فکر کنم مدارکی که ارامش دنبالشه اونجاست 🤔🤔

    ۵ سال پیش
  • هستی

    32

    اهم اهم خوب چراغ قوه رو روشن کرد و چی شد......... خدا داند😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • سورنا

    38

    🤣🤣🤣میگه حامی لباسمو در بیار وایییی مردم از خنده حامی کپ کرد😅😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • بهار

    27

    آقا من فکر کنم حامی اینجا عاشق آرامش بشه و مدارک تو کمد باشه

    ۵ سال پیش
  • بهار

    26

    وگرنه چرا کمیل دررو قفل کنه؟

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!