شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و سیزده :
شاید توقع بیجایی بود، ولی دلم می خواست در برابر حرفم عکس العمل نشان دهد و بگوید آن حرکت بر خلاف میلم نبود.
تا برویم و سر یک میز بنشینیم، گرمای دستش را هنگامی که دور دستم حلقه شد کاملا محسوس حس می کردم.
شاید از نظر خیلی از دختر ها، مخصوصا آن هایی که در مهمانی حضور داشتند و راحت در بغل پارتنرشان می رقصیدند و حد و مرزی هم برای روابطشان قائل نبودند، گرفتن دست یک مرد خیلی عادی محسوب می شد
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مریم
4تازه از خواب پاشدم خابالو بودم هیچی حالیم نشد😕🥵
۵ سال پیشمعصومه
18ترو خدا پاشین یکم برقصین دیگه یکم هم باربد حرص بخوره 😌😝
۵ سال پیشالیا
28🤣🤣🤣🤣واییی اونجایی که بزار من برم این دیجی رو تیکه تیکه کنم 🤣🤣🤣🤣🤣
۵ سال پیشساتیا
21هوف تو همه رمانا پارتی بهترین جا برا رسیدن به یاره خا چرا اینا یه حرکتی نمیزنن 😐 دختره بخت بد دستشو گرفته داره *** ذوق میشه😂😂
۵ سال پیشفاطمه
7خسته نباشی عالی بود😘❤❤❤
۵ سال پیشریحانه
7عالی مثه همیشه مرسی واقعا⚘آخ ننه آزادی چنقده خوبه امروز آخرین امتحانمم تموم شد بوریم عشقوحال
۵ سال پیشیاس بانو
17مشتاقانه منتظر پارتهای جدید هستم امیدوارم همونطور که انتظار میره روند رمان کسل کننده طی نشه و شور و هیجان در ادامه بیشتر بشه تا به جذابیت متن و اشتیاق خواننده افزوده بشه خیلی ممنون💛🧡
۵ سال پیشسوگند
20اینو باهات حلم دیگه کم کم دارم از این رمان زده میشم😓😓😒😒
۵ سال پیشسورنا
11واییییی🤣🤣 میگه قرصای اعصابت نخوردی؟؟😂😂
۵ سال پیشگلاره
17از بس پارتاش کمه نفهمیدم چی خوندم اصلا💔😐😐
۵ سال پیش¿
8دو دقیقه زول کشیدو انتظار داشتم ی رقصم برن اینمدلی میتونن از جلو چش باربد جیم شن میمونه دوربینا
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
⚡Potterhead ⚡
2ابن رمان خیلی قشنگه مشتاقانه منتظر پارت بعدی ام😍❤️💙💚