شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و دوازده :
چشم غره ای رفتم و با پایم روی زمین ضرب گرفتم.
- حالا هم نفس عمیق بکش.
با لجبازی هیچ عکس العملی نشان ندادم.
- آرامش؟ نفس عمیق بکش.
منو نگاه کن.
نگاهش کردم.
شروع به دم و بازدم کرد
- ببین. دم... بازدم... دم... بازدم.
انجام بده
شروع کردم به نفس عمیق کشیدن. آنقدر تند تند نفس می کشیدم که انگار داشتم زایمان می کردم.
- اومد.
رد نگاه حامی را گرفتم و رسیدم به کمیل. داشت از د
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
تینا
510 پارتم تو پارتی هرروزم پارتا کوتاه تر از قبل
۵ سال پیششینا ۰
8به،نظرم ماهرو تو این جریان نقش داره🤡
۵ سال پیشیاس بانو
11تا الان خیلی عالی بوده انشالا که عالی تر هم بشه ولی بنظرم یکم حس و حال عاشقانشو بیشتر کنید بهتر هم میشه با تشکر از نویسنده ی عزیز🙂❤
۵ سال پیشبردیا
7خورشید و لامپ ها رو خاموش کنید نگاه من همه جارو روشن میکنه با ستاره هاش
۵ سال پیشثنا
10وای آرامش روت رو برم، میگه کاش طولانی تر بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣😂😂😂😂
۵ سال پیشسورنا
17🤣🤣🤣واییییی حامی میگه دم باز دم دم باز دم 😂میگه انگار میخواد زایمان کنه وای خدا😂
۵ سال پیشآهوو
26این کرونا من رو نکشه اینا حتما میکشن ....فک کنم آرزوی عاشقانه شدن رمان رو با خودم به گور می برم
۵ سال پیشسایه
25هی خدا موهام سفید شدن خب یه حرکتی بزنید یه ندایی بدید ک عاشقانه شه:)
۵ سال پیشم
21این پارات خیلی کم بود جای حساسش تمام شد
۵ سال پیشمریم
31نعععع باربد آزاد شد اه ولی مث اینکه رمان داره هیجانی میشع
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
Y...
1این رمان واقعا فوق العادس کاش می شد پارت های بیشتری توی روز بزارید