پارت دوازده :



#میثم
صورتم رو با انزجار جمع کردم و همون‌طور که بی‌اشک هق هق می‌کردم، صورتم رو عقب کشیدم و داد زدم: ولم کن؛ نمی‌خوام! هامین تو رو خدا به دادم برس!

با التماس نگاهم رو سمتش برگردوندم که متعجب سرش رو از توی گوشی‌اش درآورد و نگاهم کرد که ثمر حرصی دستش رو به نشونه‌ی خاک تو سرت نشون داد و گفت: ما رو بگو که با کی اومدیم سیزده به در؛ اینجا میثم سر منم ببره تو متوجه نمی‌شی، برای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
ارسال نظر برای این رمان قفل شده است
آخرین نظرات ارسال شده
  • فانوس

    3

    سلام این رمان فوق العاده قشنگ و باحاله و من به شخصه از نسترن خانم برای این نویسندگی و ذهن خلاقشون متشکرم💕💕💕

    ۱۱ ماه پیش
  • محی

    2

    خیلی خوبه رمانش😍

    ۱ سال پیش
  • دلنیا

    0

    خوب و عالی

    ۱ سال پیش
  • محی

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • نسرین

    0

    خوب بود

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • سارا

    3

    ببخشید مهدیس کی بود؟

    ۵ سال پیش
  • SOGOL

    5

    وای آدم هر چی میره جلو تر مشتاق تر میشه، تا بفهمه این رمانه به کجا میرسه

    ۵ سال پیش
  • ستاره خانم

    8

    بنظر من میثم و معراج و مهرسا خواهر برادرن از شباهت اسمى و غیرتى شدنه میثم معلومه😀

    ۵ سال پیش
  • زینب

    44

    اه اه منم از پای مرغ متنفرررررررممم

    ۵ سال پیش
  • آریان

    22

    منم ای خدا مزه خاک آجری که تو فاضلاب کرده باشنش میده

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    20

    اره پای مرغ بد ترین غذا توی دنیاست من حاضرم ۳ روز غذا نخورم ولی لب به پای مرغ نزنم

    ۵ سال پیش
  • رائیتی

    23

    مگه پای مرغ خوردنیه؟😂😂من تا حالا نخوردم 😂

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    17

    از پای مرغ بددددمممممم میاااادددد

    ۵ سال پیش
  • پاییز

    6

    هم نظریم 👌افتضاحههههههه😣😨😵 اوقق

    ۵ سال پیش
  • پاییز

    11

    اوخی خو ثمر عاشقته میثم *** ایشک، 😒😒😒😐😂

    ۵ سال پیش
  • M

    6

    میثم چ غیرتی شده هههه😂 من عاشق پای مرغم خیلی خوشمزست مامانم عالی درست میکنه البته سوپه با رشته من تا تهه آخر میخورم خیلی میچسپه😋

    ۵ سال پیش
  • الماس

    13

    مثل همیشه بی نظیره🥳 رمانت به نظرمن مامان معراج شوهرداشته که ازاون شوهرش میثم وبه دنیامیاره بعدبابای میثم میمره مامانش دوباره ازدواج میکنه وازشوهردومش معراج ومهرسارومیاره وبعدشوهردومش میثم ونخواسته☺☺

    ۵ سال پیش
  • عسل

    41

    مثل همیشه عالی👌👌ولی یه حسی به من میگه که میثم با معراج و مهرسا خواهر و برادره و به خاطر همین روی مهرسا غیرتی شد و یه جورایی معراج خط قرمزشه🙃البته این فقط یه نظر

    ۵ سال پیش
  • پری

    22

    حست درسته عزیزم معراج و میثم برادرم مامان معراج و میثم یکی هستن مهرسا هم خواهرشه بخاطر همین روش غیرتی شد

    ۵ سال پیش
  • آتنا

    9

    عزیزم من از اون فصل از رفتارای ضایع میثم فهمیده بودم اما ای حال کردم میثم رو مهرسا غیرتی شد حالا مهرسا عجب خواهر شوهر بتزی هی برای نیاز و ثمر دراره هر چند از اون مهرسا مهربون و مظلوم بعیده😂

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!