مدیر معاون (عشق سریالی) به قلم نسترن قره داغی
پارت یازده :
کلافه نگاهی به ساعت و بعد قیافهی حق به جانب مادر سبزواری انداختم و همونطور که پام و روی زمین میکوبیدم غریدم: خانم سبزواری چرا متوجه نمیشید؟ پسر شما دعوا کرده! زده دماغ بیگدلی بدبخت رو ترکونده؛ حکمش اخراج بود نه یه برگه تعهد نامه! حالا به جای عذرخواهی و رفع کدورت از خانواده بیگدلی اومدید از من طلبکارید؟
حرصی دستی به بینی عملیاش کشید و همونطور که پاش و روی پاش میندا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
دلنیا
0مرسی واقعا
۱ سال پیشعالی
0عالی
۱ سال پیشمحی
0خوب
۲ سال پیشخ
0خ
۳ سال پیشسوده
0قشنگه
۳ سال پیشپدرسگ
0وای این رمان خیلی خوبههههه دستتون درد نکنه فکر نکنم تا پارت ۱۰۰ برسم خداییش زیاده ولی بازم میخونممممم تو ۲ روز دیگه تمومش میکنممممممممم😂🌚
۵ سال پیشفاطمه ذوقی
1عالیه این رمان حتما بخونین😃😃😍😍
۵ سال پیشSOGOL
1عاااااللللللللللی، مث جلد اول هر پارت که میگذره جذاب تر میشه
۵ سال پیشyalda
12شیربرنج؟سیب زمینیی؟😂نیاز معراج رو با خاک یکسان کردی که😂
۵ سال پیشآلا
7بابا چقد بگم عکس شخصیت های تازه شناخته شده رو بزارید دیه نمدونم سیاوشه کیه عکس اونا🥺😂
۵ سال پیشیه دختر خاص
5مرسی از نویسنده واقعلا رمانش محشره با امید موفقیتشون😉😍❤
۵ سال پیشمری
2توی قسمت سوالات متداول کاربران بزن توضیح داده
۵ سال پیشآیناز
14نیازجان خواهرم بیچاره معراجو با خاک یکسان کردی چیزه دیگه ای هم اگر به ذهنت می رسیدخب میگفتی نگران نباش معراج دو سه روز بصبر تا نیاز برگرده خونه خودشون اونوقت تنهایی بیرون هم میرین نهار هم میخوریم باهم
۵ سال پیشآرام
11جلد اولش پارتاش بلند تر بودن الا نه🥲
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
fati
1قربونت مغزت خواهر این چیزا چجوری به ذهنت میرسه ناموسا؟🩷