پارت صد و هشتاد و یک :

سر بلند کرد و نگاهش را بین مرصاد و عمویش چرخاند. بغض صدایش دیوانه‌کننده بود... دستی روی بینی‌اش کشید و گردنبند را محکم‌تر میان مشتش فشرد.

- اَنوشا بود؟
منصور سر پایین انداخت و مرصاد دست به چشم‌های اشکی‌اش کشید. با چانه‌ای لرزان لبخند تلخ و دردناکی زد، جوابش را گرفته بود. اشک ریخت... پشت هم ریخت و دوباره حسرت و غم به جانش افتاد. توانی نداشت که از روی مبل بلند شود، قلبش تکه پاره شØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دخی اریایی

    3

    عالی بود 🤤ولی حیف که تموم شد 😪خسته نباشی خانم ابدار عزیز خیلی خوب بود 💙

    ۵ سال پیش
  • آرو

    3

    واقعا خسته نباشید خانم ابدار بابت تموم وقت و انرژیتون🤩راستش پایانش غیر منتظره بود اما خب خوب تموم شد اما به نظرم زود بود برای پذیرفتن پریزاد برای پدرام نمیدونم شاید واسه من اینطوریه خلاصه که دستت طلا

    ۵ سال پیش
  • ....

    7

    منتظر عروسیشون بودم تمومممم؟

    ۵ سال پیش
  • Hesel

    7

    مثل همیشه این رمانت هم عالی بود آمنه😍 تو هر ژانری تو عالی می نویسی🥰 فقط کاش بیشتر ادامه داشت🥺

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    9

    خیلی ممنونم آمنه جان رمانت با همه رمان هادفرق داشت و متفاوت و خاص بود و من با خوندن یه پارت خیلی مشتاق شدم که بقیه رو بخونم حیف که تموم شد خسته نباشی❤❤

    ۵ سال پیش
  • فادیا

    7

    خسته نباشید خانم آبیار هرچند غیر منتظره بود اما عالی تموم شد امیدوارم فصل دوم هم داشته باشه وگر نه منتظر رمانهای دیگه با قلم زیباتون هستم موفق باشید

    ۵ سال پیش
  • sky

    5

    رمان بسیار زیبایی بود👌 خستہ نباشید میگم ب نویسندہ عزیز❤

    ۵ سال پیش
  • Fatemeh

    10

    رمان فوق العااااده قشنگ بودش و بسی لذت بردم، ناراحتم ک تموم شدش ولی به هرحال هر آغازی یه پایانی داره... دلم واستون تنگ میشه! نویسنده جون قلمت عالیه امیدوارم بازم از این رمانای جذاااب بنویسی،مرسی :))💕

    ۵ سال پیش
  • شیرین

    9

    خسته نباشید خانم آبدار رمان متفاوت و خاصی بود خیلی زیبا و با احساس نوشته شده بود واقعا تحت تاثیرش بودم ممنون از زحماتتون

    ۵ سال پیش
  • دهه هشتادی

    10

    ایکاش بعد اون همه درد و رنج یه کمی هم اینجا شادی میزاشتید واسشون درسته که واسه پدرام سخت بود ولی میشد یکم زمان رمان و ببرید جلو البته شما صاحب اختیار هستید و رمان بر حسب قلم شماست نویسنده جان

    ۵ سال پیش
  • هستی

    7

    خیلییییی قشنگ بودد💙💙💙

    ۵ سال پیش
  • دهه هشتادی

    10

    بهترین رمانی بود که خوندم😍 چقدر که جیگرم برای پریزاد آتیش گرفت این رمان مستحق اینه که بعد پارت گذاری آنلاین یه بار دیگه کامل خونده بشه واقعا عالی بود دست مریزاد نویسنده جان 😉😉

    ۵ سال پیش
  • آشوب

    10

    ممنون بابت وقت انرژیی که صرف رمان کردی رمان بسیاد خوبی بود یکی از بهترنای من امید وارم روز به روز پیشرفتتو ببینم آمنه جون مرسی ازت واقعا مچکرم

    ۵ سال پیش
  • .

    9

    الان این رمان میره تو قسمت رمان های برنامه!؟ میزارینش؟ ممنون بابت قلم زیباتون

    ۵ سال پیش
  • .....

    11

    حیفه که اینقدرزودتموم بشه اگه میشه فصل دوم داشته باشه خیلی عالیه

    ۵ سال پیش
کپی شد!