شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و یک :
برای اولین بار، صدای تق تق کفش هایم روی اعصابم بود.
وقتی فهمیدم منتقلش کردند به آی سی یو، دلم هری ریخت.
مگر نگفتند حالش خوب است؟ مگر یک روز کامل نگهش نداشتند داخل بخش به هوای اینکه چیزی نیست و خیلی زود بهوش می آید؟!
وقتی پرستار گفت بردنش آی سی یو، سرم داغ کرد.
بی توجه به آنکه آنجا بیمارستان بود و باید مراعات حال مریضان را می کردم، سر پرستاری که پشت میز نشسته بود فریاد زدم :
پ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ans
3رمان فوق العاده جذابیه موفق باشی نویسنده ❤
۵ سال پیشریحانه
13طفلی ارکان هنوز از آرامش می ترسه😂😅 خداروشکر حامیم بهوش اومده برگردیم ب روال رمان😁
۵ سال پیشM
7یعنی ارکان میخواد چی به آرامش بگه؟🤔
۵ سال پیشتینا
6از کجا میدونی عاشق نشد داستان از زبون اون نبود
۵ سال پیشخسته
7ان شاء الله زود تر پیش بره ازین به بعد، لجم گرفته که اول حامی عاشق نشد
۵ سال پیشnaznin
14اقا اگه خسته شدین دیگ نخونین کسی ک مجبورتون نکرده ما هم میاییم ب نظرات نگا کنیم همش اه و نالس، شما ب نویسنده هم انرژی منفی میدید لدفن رعایت کنین😐😐😑
۵ سال پیشمریم
14مطمئنم یه چیشده یه بلایی سره حامی اومده ارکان خاس بگه پارت تموم شد 💔😭😭😭
۵ سال پیش.
6ن ارکان فککنم اومده سردرد بیاره کی حامیرو زده
۵ سال پیشزهرا
4آشپز که دوتا شد آش یا شور شد یا بی نمک🤭
۵ سال پیشهستی
5اه خسته شدم حتما تو پارت ۳۰۰ هم باربد رو میگیرن ارامش هم میفهمه عاشق شده 😪😪😪😪 نویسنده میدونم حرفم تکراریه ولی اینقدر با جزئیات ننویس عین فیلم ایرانی ها حرکت ماشین و روشن کردنش هم نشون میده😓ممنون
۵ سال پیش^_^
15انصاف پارت ها طولانی شدن نامردی نکنید.بعدشم امیدوارم در پارت بعدی نحوی مورد حمله قرار گرفتن حامی دو نویسنده جون بگن😍😘
۵ سال پیشماریانا
24آخی عزیزم به خاطر حامی غش کرد.حامی بفهمه چی میشه😘😘😘اینم از تعصب آرامش جون روی سلامتی حامی😃😃من یکی که ذوق زده شدم شما رو نمیدونم ؟؟
۵ سال پیش.
27ارکان هنوز از ارامش میترسه😐🤣
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

قلب یخی
3نویسنده جون رمانت عالییییییهههه من که عاشقشم😘😘😘😘😘😘فقط یه سوال این رمان کلا چند پارت هستش میشه بگین ممنون😘😍😍