ویانا نیوز به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و هشتاد و پنجم :
مهیار خشک زده وایساده بود و دستاشم دو طرفم خشک شده روی هوا بودن. یکم که گذشت من هنوز قاتلم قاتلم می کردم که دستش رو روی شونه ام گذاشت و با صدایی که بهت توش بی داد می کرد، گفت: اشکالی نداره!
سرم رو عقب بردم.
- نداره؟ من کشتمش!
نفس عمیقی کشید و نگاه عجیبی بهم انداخت. عاشقانه نبودا، خیلی نگاه غمگینی بود.
- منو نیش زد مرد.
صورتم تو اون حالت جمع شده گریه مانند و اون دهن باز، موند.
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
3میخوای بری تو نت دنبالش 😂
۵ سال پیشپنیر
1عالی بود ولی کم بود😊
۵ سال پیش.
7پیر شدیم به خداها عکس مهیارو بزارید خداوکیلی ی بازیگر قشمگ انتخاب کنید ا
۵ سال پیشیاشیل
5وایی بعد از اخرین امتحان این پارت با اینکه کم بود ولی چسبید☺
۵ سال پیشسایه
3آی مامانم اینا😐 موش بخورت:|
۵ سال پیشرکسانا
9آره واقعا کمتر شدن 😐😐😔😔🙂🙂 باور کنین مهیار از ویانا ناامید شد بدبخت😂😂😂😂😂تو این یه مورد خود کفا باش لطفا😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشکوثر هستم
12چرا اینقدر این پارتش کم بود ولی مهیار از ویانا ناامید شدا😆😅
۵ سال پیش
14کاش میشد به جای عکس میترا یا پریسا عکس مهیارو میذاشتید😐
۵ سال پیشمری
9عزیزم بزن تو نت مازیار لشنی تو گروه ایهام🙂همون مهیاره🙂
۵ سال پیشآرتمیس
16عالییییییی بود مرسی با این که خودت کارو زندگی داری برامون پارت میزاری مرسی مرسی مرسییییییی خیلی رماناتو دوست دارم فقط ای کاش یکم از خجالتشون کم کنن این دو تا عاشق😂♥
۵ سال پیشeer
17گفتم الان بیام ١۰دیقه طول میکشه ١دقیقم نشد😓خیلی کوتاهه پارتا 😒
۵ سال پیشراحیل
23پارت ها به شدت کوتاه و چرت ی هفته فقط عروسی بود...😒😒😒 اخر من پیر میشم اینا همچنان توی روستا هستند.... اقا تروخدا کمی پارت ها طولانی تر کنید.. خسته شدیم دیگه😐😐😐
۵ سال پیشمری
24خعلیییییی پارت کوتاهی بودددد😶تو این مورد خود کفا باش لطفا🤣🤣🤣🤣
۵ سال پیشآرام
21خیلییی کم بود. نبودش بهتر از بودنش بود
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مری
5شرمنده میشه بگین شخصیت واقعی دانیال اسمش چیه؟ اخه کنجکاو شدم😉😅