پارت صد و سی و هفتم :

در همان حال تکیه زده به شیشه با چشمان بسته خوابم برد.
نمیدانم چند دقیقه یا چند ساعت گذشته بود که با تکان های ریزی ک میخوردم چشم گشودم.
ماشین کمی تکان تکان میخورد و صدای سنگ ریزه هایی ک زیر لاستیک های ماشین جیغ میکشیدند باعث شد کم کم اجیر شوم.
کلاهم را بالا زدم.
نگاه خمارم را به اطراف دوختم.
راستین خیره نگاهم میکرد.
با دیدن نگاهم نگاهش را چرخاند و به بیرون زل زد.
ماشین Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آرزو

    0

    عالی😍ولی دیلان خیلی

    ۵ سال پیش
  • .

    5

    بیچارع راستین دلم واسش سوخت

    ۵ سال پیش
  • نیکا

    8

    اصن دلم واسه راستین ننننسخوت علاوه تمام حرفهای دیلان درسته همش اون دله دیلانو بشکنه ک نمیشه اگه یه ذره دخترش برای مهم تر از اون جلسه ای ک ب خاطر کارش رفته بود،بود الان اینطور نبود واقعیته چ بد و خوب

    ۵ سال پیش
  • Masoomeh

    9

    دیلان وارد میشود🥺💔آتیش میزنه و خاکستر میکنه🥺💔ولی خدایی تا این حد حق راستین نبود🥺💔بلاخره از قصد که نمیخواسته دخترش کشته بشه🥺💔غرورش و بد شکست دیلان🥺💔با اینکه خوشم اومد ولی خب حق راستین نبود🥀

    ۵ سال پیش
  • رزا

    9

    دلم برای راستین نسوخت این همه اون گفت یه بارم دیلان

    ۵ سال پیش
  • نگین

    7

    منم دلم نسوخت ولی اگه راستین بالای سر دیلان بیاره چی

    ۵ سال پیش
  • ..

    7

    بی صبرانه منتظر رفتن دیلان به جنگلم

    ۵ سال پیش
  • Darya

    5

    پشمانمممممم،هرچقدر میگذره بیشتر از این رمان خوشم میاد،عالیه

    ۵ سال پیش
  • یاس

    9

    راستین گناه داشت😐💔دیلان دیگه نباید اینقدر هم بد حرف میزد😐💔هعی😐💔حق رو باید به کدوم طرف داد؟😐💔مسئله این است😐💔

    ۵ سال پیش
  • 3tayesh

    5

    ژوننننننن داره جذاب تر میشهههههه⁦⁦◝(⁰▿⁰)◜

    ۵ سال پیش
  • غزل

    2

    اسم واقعی میلاد تو رمان طالع دریا چی هست میشه بگین؟😊😊🤔🤔

    ۵ سال پیش
  • A

    0

    توماس دوهرتی

    ۵ سال پیش
  • .....

    2

    توماس دورتی اسم میلاد

    ۵ سال پیش
  • Sima "__"

    8

    خیلیییییی قشنگ بود😍 مث همیشه بنظرم راستین حقش بود من به جا دیلان حرصم میگرف از دستش😑

    ۵ سال پیش
  • ???

    16

    دیلان خوب کرد بهش اینارو گفت😕 راستین خیلی زورگو ا😂ولی دلم برا راستین یه کوچولو سوخت 😐

    ۵ سال پیش
  • ???

    4

    واقعا نمیدونم حق رو به کدوم بدم 😐 یعنی پارت بعد چی میشه...

    ۵ سال پیش
  • pania :)

    14

    به افتخار دیلان یه دست مرتب بزنین که دل همرو خنک کرده خخخ اما یکم فقط یکم دلم برای راستین سوخت اما باز حقش بود مگه نه؟! کم دیلان اذییت نکرد

    ۵ سال پیش
  • آنیا

    19

    خوشم اومد کاش دیلان همیشه همینجوری بود 😐👌🏻❤

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️