پارت سی و دوم :

12سه‌شنبه، ۱۲:۴۵ بعدازظهر

روز کارلا خوب پیش نمی‌رفت. گولد، مردی که معمولاً سمت راستش می‌نشست، مریض شده بود، برای همین بار کاریش ریخته بود روی کارلا. دکر هم، اون حرامزاده، فقط اومده بود با تفصیل یادآوری کنه چه کارهایی هنوز مونده که انجام بده. انگار خودش نمی‌دونست. یه دسته کاغذ داشت به بلندی بازوش.

بالای همه‌ی اینا، دختر گم‌شده‌ی روز قبل هم پیدا نشده بود. قانون کارلا نااÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️