پارت چهل و یک :

نمی‌دانست دارد چه می‌کند، حتی نمی‌دانست باید چگونه استیون را با خودش به خانه برساند آن هم طوری که کسی از اهالی او را نبیند.تصمیم ناگهانی‌اش هر لحظه بیشتر از قبل باعث نگرانی‌اش می‌شد. می‌ترسید کسی او را ببیند و بفهمد قصد کمک به سربازی بیگانه را کرده، آن وقت چه‌ها که پشت سرش نمی‌گفتند.نگران از افکاری که رهایش نمی‌کردند، سر سمت استیون که با سری خم شده روی اسب نشسته بود چرخاند و دوبارÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت میشکا در رمان مهجوری میشکا
تصویر شخصیت مهدخت در رمان مهجوری مهدخت
تصویر شخصیت استیون در رمان مهجوری استیون
تصویر شخصیت آنتونی در رمان مهجوری آنتونی
تصویر شخصیت سهراب در رمان مهجوری سهراب
تصویر شخصیت فرمانده در رمان مهجوری فرمانده
تصویر شخصیت جاوید در رمان مهجوری جاوید
تصویر شخصیت ترمه در رمان مهجوری ترمه
آخرین نظرات ارسال شده
  • عاطفه

    0

    مرسی عزیزم عالی بود، مهدخت غش نکنه یه وقت😄

    ۵۶ دقیقه پیش
  • دختر صحرا

    0

    بهتر از مهدخت واقعا پیدا نمی کرد ..خدایی خیلی پایه اس

    ۲ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    شدیدا موافقم

    ۱ ساعت پیش
  • دختر صحرا

    0

    خداقوت مثل همیشه عالی

    ۲ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۱ ساعت پیش
  • Mitra

    0

    قلمت مانا بانو جان 💚 وای چه جای حساسی تموم شد 😞

    ۲ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ایشالله فردا میخونیم بقیه‌شو

    ۱ ساعت پیش
  • مامان عسل

    0

    خسته نباشی معصومه جون عزیز عالی بود ..حیف که پارت کوتاه بود و جای حساس تموم شد🤗

    ۲ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    فردا پارت هدیه داریم

    ۱ ساعت پیش
  • دلی

    1

    خیلی عالی بود درست مثل همیشه😍 داره جالب میشه بی صبرانه منتظرم ببینم چی میشه

    ۳ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    اتفاقات قشنگی در راهن

    ۱ ساعت پیش
  • محیا

    0

    مرسی عالی بود 🥰🥰خسته نباشی

    ۴ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    مرسی🥰

    ۱ ساعت پیش
  • Nana

    0

    عالی بود عزیزم مرسی

    ۴ ساعت پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۱ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️