امیر بی گزند به قلم صبا سروین
پارت پنجاه و ششم :
بغضی که در گلویم قصد خفه کردنم را داشت، با زمزمههای عمیق و عاشقانهاش؛ دقیقا کنار گوشم، شکست و با صدا بیرون آمد.
نگفت گریه نکن. نگفت آرام باش...
حلقهی دستش دور بدنم سفت تر شد و پیشانیاش را روی موهای ریخته بر بالشتم گذاشت... انگار طاقتش طاق شده بود!
چطور باید این درد را از یاد میبردم؟
چه باید میکردم؟
من گریه میکردم و دست او آرام و نوازشگر، بر روی بدنم کشیده میشد
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
مینو
1پارت هدیه لطفا😭😭
۱۶ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
مینوی عزیزم هنوز ۱۵ کامنت نشده برای پارت هدیه🥲🥲
۱۶ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
گذاشتم مینو جانم♥️
۵ ساعت پیشسرو
0ای خدا پس بخاطر همین بعد یکسال نیلوفر حامله است وای واقعا توف به غیرتت حافظ
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نه سرو قشنگم اشتباه نکنید، توی رمان گفته شده اتفاق ها از یکسال قبل رخ دادن، یعنی وقتی که شروع عاشقیشون بوده تا خواستگاری و این داستان ها. الان بیست و شش اسفند اتفاق رخ داده و زمان حال داستان حدودا سه ماه بعده. حالا کامل متوجه میشید
۱۷ ساعت پیشسرو
1آهان مرسی من فکر کردم یکسال بعد تصادف میکنه بازم ممنون که توضیح دادی
۱۶ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
فدات شم عزیزدل♥️
۵ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
از همهی بچهها هم عذر میخوام که نمیرسم همهی کامنتها رو جواب بدم. فعلا فقط سوالات مهم رو جواب میدم تا زمان پیدا کنم💋💋
۱۷ ساعت پیشفاطمه
1حالا امیرحافظ فکر میکنه اونی که نیلوفر گفت عاشقشم حافظ آشغاله
۱۶ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
وای نه دیگه
۵ ساعت پیشفرزانه
1ممنون نویسنده جان چقدر سخته عاشق یکی باشی ولی ب دروغ بگی ازت متنفرم..
۱۶ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خیلی سخته💔
۵ ساعت پیشمهسا
3با کاری که حافظ کرد نباید انتظار پشیمانی یا عذاب وجدان ازش داشته باشیم ولی اگه نیلوفر عاقل باشه باید راستش رو بگه وگرنه این عوضی به قول خودش حالا حالا ها باهاش کارداره
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره حافظ ثابت کرد که رحم نداره، ولی گفتنش... شک دارم کار درستی باشه و حالا دلیلش رو میفهمید
۵ ساعت پیشعظیمه
2باور کنید اینقدر دردناکه دوست ندارم این قسمت ها رو بخونم
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
حق داری عظیمه ولی تا درد حس نشه شیرینی انتقام هم حس نمیشه
۵ ساعت پیشسرو
2شوهرش عرضه داره خیلیم داره تقصیر اون پیرسگ بود که نگذاشت و به تو توی وحشی اجازه ی همچین کاری را داد آخ کی برسه که من زجر کشیدن این دوتا بی غیرت رو ببینم
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
آره و حاج بابا با سنگدلی تمام اینکارو کرد
۵ ساعت پیشآرا
2خدای من نکنه میخواد دوباره حق سکوت ازش بگیره و سواستفاده کنه از نیلوی بیچاره
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
بعید نیست
۵ ساعت پیشآرا
2ممنون صباجان این پارت ها خیلی دردآوره
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
قبول دارم
۵ ساعت پیشآرا
2این مار هفت خط چ ابلیسی بوده خودشو نشون نمیداد کاش نیلوفر همچیو میگفت چ نقشه ای داره این حیوون
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
گفتنش راحت نیست ارا، گفتنش به امیرعلی که اصلااا راحت نیست
۶ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
قیافهی مظلوم و ظاهر خوب
۵ ساعت پیشزهرا
2میگم نویسنده عزیز تورو خدا عکس شخصیت امیر حافظ را عوض کن اصلا به این چهره نمی خوره شخصیتش خیلی صورتش مظلوم
۱۷ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نکته همینه زهرا، هیچوقت نمیشه از روی ظاهر کسی قضاوتش کرد و شناختش
۶ ساعت پیشمریم
0وای خدا لعنتت کنه بی شرف برای این نمیخاد *** رو باطل کنن تا تمام عقده ش رو به امیرعلی بریزه که مثلا داره مدام به زنش *** میکنه لابد عمدا حاملش میکنه که بگه وقتی زن تو بود از من حامله شده نیلوفر احمقه بزاره به هدفش برسه
۱۲ ساعت پیشراز
1دیگه نمیدونم چطور پارت بزارم گندت بزنن چرا آدم بدا چیزیشون نمیشه لعنت به همشون
۱۵ ساعت پیشفاطی
1پارت هدیهه لطفا🥲❤️
۱۵ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Z.k
0امیر حافط تو بی غیرت بودی که به دختر عموت دست دارزی کردی و بی علتش کردی مردک بی همه چیز😐😐