اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت صد و چهارم :
به فروشگاه لوازم خانگی میرویم و من با ذوق در حال نگاه کردن به وسایل خانه هستم، عطا هم در کنار من قدم میزند و به وسایل نگاه میکند اما نظری نمیدهد که همین امر باعث کلافه شدنم میشود.
-چرا هیچی نمیگی؟ نظر نمیدی؟
-نمیدونم آخه چی باید بگم؟
-منظورت چیه عطا؟
-تو خیلی خوب میتونی در مورد اینکه چه وسیلهای به چه جایی میاد نظر بدی و توی انتخاب رنگها هم خیلی خوبی ولی من اصلاً
لطفا صبر کنید...

ریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️