پارت صد و هشتم :
نفس در سینهام حبس میشود؛ گویی اکسیژن ناگهان جایش را به بخار داغ گس و خفهکنندهای داده است. رنگ همهی اشیاء دور و برم، از دیوارهای سیمانی کثیف استودیو گرفته تا نورهای بیرمق سقفی، ناگهان به خاکستری چرکی بدل میشود.
شاهان... او به من گفت «خانمم»؟
کلمهای در مغزم جرقه میزند و مثل پتکی فرود میآید: چه خانمی؟ چه مالکیتی؟
وای شاهان... چرا دقیقاً حالا، میان این انبار مسموم و Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
Negar
0چه غمگین که همه چیز دوباره تکرار شد، اما اینبار آراد داستان آرامه. البته هنوزم میگم اونکار آرام هیچوقت اشتباه نبود، موندن پیش آراد چیزیو درست نمیکرد، ولی بازم خیلی غمگینه این دژاوو
دیروزNegar
0فیلم نامشو سوزوند🥲😭
دیروزNegar
0یجورایی دارا داره راست میگه. حس آرام همیشه یه جور پناه اوردن و فرار کردن از ادمای دیگه بود تا عشق. عشق دارا همیشه شدیدتر و بیشتر بود. آرام صرفا دارا رو دوست داشت، عاشقش نبود
دیروزNegar
0بغضی ام واسه دارا. فیلمشم که تعطیل کرد دیگه هیچی واسش نمونده
دیروزNegar
0(این چیزیه که هستم) از این پذیرش دارا ناراحت شدم. انگار دیگه نمیخواد بجنگه، انگار کم اورده
دیروزNegar
0آرام واقعا واقعا پیک میه و اصلا نمیدونه چه رفتاریو کجا باید انجام بده. شورشو دراورده
دیروزNegar
0نگین واقعا امیدوارم هدف دار رفتارای آرامو نوشته باشی چون الان واقعا شده شخصیت منفور رمان و امید دارم که تغییر کنه و دوباره مثل پارتای قبلی دوست داشتنی بشه. عملا تحملش سخته
۲ روز پیشزهره
0چرا باید درک کنم؟ چرا باید این حس دلتنگی آرام رو درک کنم؟! چرا باید دوباره کام بک بزنم به قبلی که تازه چند ماهه ازش فرار کردم😭😭
۵ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
بچه هااا این چه کاریه که می کنیدددد؟ رابطه ات سمی بوده؟!
۳ روز پیشزهره
0خیلی بد بود.. خیلی.. به خاطر محافظت از خودم مجبور شدم رها کنم.. و عاقبت این رهایی.. منزوی شدنم شد🥲🤌🏻
۲ روز پیشهاناکو
1عشق کاری کرد که آرام حالا دیگه دارا رو نمیشناسه. دارا اول داستان با دارا الان خیلی فرق کرده. پخته تر شده و ..شکسته تر
۵ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
بله.. کاملا🤌🏻
۳ روز پیشهاناکو
3از حق نگذریم شاهان هم لقب های قشنگی میده🥺
۵ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
لقب های کردی :))
۳ روز پیشهاناکو
2راستی، فندک رو برنگردوند به آرام. آرام پولت پر زد😐
۵ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
حالا یادگاریه دیگه
۳ روز پیشYana
6باوانم،گیانم❌ مشکین چشمم✅✅
۵ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
زیبا🤌🏻✨️
۳ روز پیشYana
7حالا شاهان این وسط چرا عشقش بیشتر شدد😂😔😔
۵ روز پیشآرزو
2امیدوارم عشق شاهان فقط ی هوس باشه . آخه شاهان گناه داره
۵ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
حالا مووان کردن ازش خیلی راحته چون آرام دلبستگیای بهش نداشته و باهم فقط یه ماه بودن. شاهان ازش فقط خیلی خوشش میاومد
۳ روز پیشقابلمه قیمه
2دلم میخواد از دست آراد و آرام سرمو بکوبم تو دیوارر 😭😔🙄😑😫😣☹😤😖😵😩
۵ روز پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
نههه مراقب سرت باش😭😂
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...

Negar
1آرام اگه داری دیوونه میشی حداقل با شاهان تموم کن. چقدر تو خری زن. نمیشه که واسه آراد بمیری بعد شاهانم تو اب نمک داشته باشی. نفرت انگیزه آرام