پارت بیست و هشتم :

فصل سی

یه ساعت بعد، گاسویک که غارنوردی باتجربه بود، آخرین نفری بود که با طناب به کف غار فرود اومد. هر نُه کاوشگر با کوله‌پشتی‌ها و تدارکاتشون در دایره‌ی ایستادن.

ترومل از یکی از تپه‌های استخون بالا رفت.
گفت: «وارد چیزی شدیم که به نظر گودالی قدیمی برای دفن میاد. همین‌جا همون نوع کشفیه که باستان‌شناس‌ها آرزوش رو دارن. ما پیداش کردیم!»
هیجانش در غار پژواک یافت.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلوفر ابی

    0

    ممنون خسته نباشید عالی بود از نویسنده محترم ممنونم

    ۶ دقیقه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️