پارت صد و پنجاه و نهم :

به زمین چنگ انداختم، بدن نیمه مرده ام رو بلند کردم و روی زانوهام افتادم...
درد تموم وجودم رو در هم فشرد اما مهم نبود، دیگه بهش عادت کرده بودم.
به اندک هوای باقی مونده چنگ انداختم و نفس عمیقی کشیدم؛ تموم نیروی باقی مونده ام رو جمع کردم و بدنم و روی زمین کشیدم.
از جسد آلیستر رد کردم و کمی بعد دیدمش که پای گهواره افتاده بود.
قلبم به پرواز دراومد، فاصلهٔ کمی که بینمون افتاده بود رو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Kosar

    0

    یکم که بگذره دوباره از اول میخونمش، واقعا که لذت بخش و پرهیجان و در از اتفاقات خاص بود اصلا کسل کننده نبود ای کاش ادامه داشت.. ..

    ۴ ساعت پیش
  • Kosar

    0

    بدون شک بهترین رمانی که خوندم از همه لحاظ عالی بود و به همه پیشنهاد می کنم. ایده جدید و خیلی جذاب و هیجان انگیز، شخصیت پردازی عالی، توصیفات و دیالوگ ها هم با قلم روان نویسنده خیلی عالی دراومده بودن🤌👌♥️

    ۴ ساعت پیش
  • ماهی

    0

    واقعا خسته نباشید به ذهن خلاق نویسنده برای این اثر زیبا🙏🏻🙏🏻🤌🏻🤌🏻

    ۱۴ ساعت پیش
  • دختر صحرا

    0

    تشکر از نویسنده عزیز ..

    ۱۶ ساعت پیش
  • ماهی

    1

    هرشب تا دیروقت بیدار میموندم تا رمان رو بخونم و از سشنبه ها متنفر بودم چون پارت نداشتیم😂😂

    ۱۶ ساعت پیش
  • ماهی

    0

    این واقعا بهترین رمان عمرم بود شخصیت ها موضوع داستان عشقشون مهم تر از همه دیالوگ ها انقدر با معنی و زیبا بودن که واقعا توصیف شدنی نیست هرکدوم از کارکتر ها شخصیت خودشون رو داشتن اشتباهاتشون هم حتی زیبا بود خوشحالم که تونستم این رمان رو بخونم 😊

    ۱۶ ساعت پیش
  • مهدیس

    0

    یکی از بهترین تجربه های رمان خوندنم بود، موضوع خیلی متفاوت و بسیار جذابی داشت با قلم روان و در عین حال پخته. امیدوارم چاپ بشه اثر فوق العاده ای بود❤️

    ۲۲ ساعت پیش
  • مینو

    0

    ممنونم فاطمه جانم،رمان ات عالی بود شدیدا تاثیر گذار و جذاب و لذت بخش،من باهاش هرثانیه زندگی کردم و چیزهای باارزش زیادی یاد گرفتم ،عشق آیرین و اریک شدیدا قشنگ بود بازهم ممنونم و منتظر رمان های جدیدت میمونم

    ۲۴ ساعت پیش
  • زهــرا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • زهــرا

    0

    تموم شد؟؟ ننهه😭😭خیلیی از تشبیه ها و توصیف های قشنگی استفاده شده بود و واقعا قشنگ بود ایده اش دستت درد نکنه نویسنده ان شاالله همیشه موفق و پیروز باشی💖✨

    دیروز
  • Nana

    0

    عالی بود خسته نباشید قلمتون مانا

    دیروز
  • Nora

    1

    میدونم که این رمان تا همیشه باهام میمونه، یه بخشی از روحم انگار جز ساکنین و شخصیت های این رمان شده. هیچوقت فراموشش نمی کنم خسته نباشی نویسنده عزیز و توانمند قلمت عالی بود همه رمان هاتون رو با عشق میخونم 🥹🫶❤️

    دیروز
  • Delaramm

    0

    خیلی سر این پارت گریه کردم دلم گرفته کاش هیچوقت تموم نمیشد این رمان خسته نباشی نویسنده قلمت شاهکار بود

    دیروز
  • Asmaa

    1

    «شاید تقدیر ما اینه که رنج دوست داشتن رو تا بی نهایت با خودمون حمل کنیم اما من ازش فرار نمی کنم؛ چون تو بهای عمر و خوشبختی درونمی. » بها بهترین رمانی که خوندم و خواهم خوند. هیچ چیزی جاش رو نمیگیره ممنون از شما نویسنده عزیز که هنرمندانه نوشتید منتظر آثار بعدی شما هستم.

    دیروز
  • Par

    0

    (تو بهای عمرمی و خوشبختی درونمی🥹) در میان باد،در سرمای جنگل، گرمای جهنم و در میان آتش جنگ.. من تو را نه برای زندگی بلکه برای مرگ و نه برای پایانی تلخ، بلکه برای زندگی بعد هم دوست خواهم داشت:)) چه قشنگگ این شعر نماد این رمان شده انگاار🥲🤍

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️