لومیر به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت ششم :
در یخچال رو در حالی که سرش رو با تاسف برای طرز نشستنم سر تکون میداد بست و مطمئن بودم که یه نفس عمیق کلافه کشید.
دستی به تیشرت ساده و ارزون قیمتش کشید و اومد و تو نقطهای که اگر نگام میکرد دید چندان زیادی به پاهای زیادی لختم نداشت، نشست.
...در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
