پارت چهل و هفتم :

چشمم روی مردمک‌هایش لغزید.
- دیوونه‌ای؟ من هیچ‌وقت این حرفو نمی‌زنم.
حالش خوب بود، چشم‌هایش می‌خندید و من این را به خوبی می‌فهمیدم. نگاهم کرد آنقدر طولانی و سنگین که سرم به زیر افتاد.
- چرا اینجوری نگام می‌کنی؟
با لحنی حق‌به‌جانب جواب داد: دارم زنمو نگاه می‌کنم، به تو چه؟
لحظه‌ای هم ذوق کردم و هم دلم خواست اذیتش کنم.
- خیلی زنم زنم می‌کنیا، بذار دو ساعت بگذره بع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • ستاره

    0

    صبا جون میدونی ما هم حالا با این دوتا همین حس و حال رو داریم هم شادیم هم از اتفاق شوم آینده در هراسیم در هر ۳ رمان وسط البته اوایل عاشقی دو تا عاشق دیگران باعث جدایی و زهر ریختن توی رابطشون میشن

    ۳ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    قشنگی رمان به همینه!

    ۱۵ ساعت پیش
  • Z.k

    1

    چقدر بده که هر لحطه استرس اینو داشته باشی که میخواد یه اتفاقی بیفت😔

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    وحشتناکه

    ۳ روز پیش
  • مهسا

    0

    خییلی خییلی ممنون صبا جون آخ که تو چقدر باحالی

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    لطف داری عزیزم

    ۴ روز پیش
  • مهسا

    0

    ای خدا به زمین سرد بزنتت پیرمرد نذاشتی این دوتا خوش باشن

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    نذاشت واقعا...

    ۴ روز پیش
  • سرو

    0

    خدا میدونه چه خوابی براشون دیدن

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    هعییی

    ۴ روز پیش
  • Darya

    0

    و یه دنیا ازت ممنونم صبای عزیزم برای پارت های قشنگی که میزاری 😘❤️

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خواهش میکنم عزیزمم

    ۴ روز پیش
  • Darya

    0

    ای خدا این دو تا خیلی گناه دارن کاش همچی به خوبی و خوشی تموم بشه 😭

    ۴ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ایشالا که میشه

    ۴ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️