پارت صد و سی و پنجم :

دندان هایم را روی هم فشردم.
-این طوریه؟
سرش را کمی رو ب چپ کج کرد.
-آره.
با حرص لب هایم را جمع کردم.
دستانم را روی سینه اش گذاشتم و هولش دادم.
-مهمونی هنوز تموم نشده.
کنار ایستاد و با نگاه تیزش براندازم کرد.
-چی تو سرته؟
پوزخندی زدم موهایم را مرتب کردم.
-هیچی...
اما چیز های زیادی در سرم تاب میخورد...
اگر من شهرزاد قصه ام...
تورا هزارو و یک شب ک هیچ...در یک شب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • یلدا

    0

    بابا این دیلانم چه شاخ شده به مولا😐😂 اگه یکم شخصیت دیلان کوبنده و محکم میبود هیجانش خعلی بالا میرفت مث ای دخترای ماما نی لجباز رفتار میکنه پشمام😐

    ۵ سال پیش
  • جنگ =دوستی

    12

    چی چی و ماچ کنه مگه شهر هرته فوقش برقصه باهاش 😐⁦💃🏻⁩⁦🕺🏾⁩

    ۵ سال پیش
  • pania :)

    0

    بابا اینجوری که دیلان رفت سمت حامد همه این فکرو کردیم خخخ

    ۵ سال پیش
  • 3tayesh

    9

    حاجی من ن کراش می خوام ن دوس پسر می خوام ن شوور می خوام دایی من ی داداش بزرگ تر عین ارسان می خوام ب مولاااا🥺😑😂❤️

    ۵ سال پیش
  • آرال

    3

    مرجان جون این رمانت هم مثل بقیه رمانات عالیه خسته نباشی پی دی اف کامل این رمان پخش شده

    ۵ سال پیش
  • هستی

    4

    چجوری پی دی اف رمان رو پیدا کنم هرچی میگردم نیست

    ۵ سال پیش
  • ۳etayesh

    3

    واقعا پی دی آف کاملش اومدههههههه؟!؟!؟!؟!😳😳😳

    ۵ سال پیش
  • Darcy

    9

    کاش یکی عزی راستیناهم ما داشتیم/: دای من رو همشون کراش دارم😑😐😂خیلی خوبن لنتیاک🥱🖤

    ۵ سال پیش
  • ...

    12

    بقراااااااااننننن الان دیلان میگیره حامد رو ماچش میکنه راستینم میگیره ماچ دونه دیلان رو از تو حلقش میکشه بیرون باور کن 😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😂😂

    ۵ سال پیش
  • mermaid

    5

    نه بابا فوق فوقش باهاش برقصه

    ۵ سال پیش
  • سنایش

    4

    بالاخره غیرتی شدن راستین احتمالا امشب دیده میشه

    ۵ سال پیش
  • رزا

    5

    آخیش بالاخره یکم حرص این پسره رو در آورد

    ۵ سال پیش
  • پانیا

    5

    واااااای مثل چی ذوق کردم الان خخخ اول فکر کردم دیلان میخواد حامد ببوسه اما دیدم نه بابا از این خبرا نیست

    ۵ سال پیش
  • H

    5

    آررررررره همینه دیلان جون حرص راستین و دربیار وگرنه من میام در میارم والا تو دلم مونده بود😅

    ۵ سال پیش
  • ایسگاه اسکول شدگان

    8

    حاجی من هنگیدم کم مونده بودد دیلانبره حامو ماچ کنه وات ده هل 😒راستین جان داش شوما حرص نخور دیلان اول تا اخرر مال خودتع اما اگه بخوای اذیتش کنی با مشت میکوبونم تووو دهنت که سرویس شی رع حاجی 😝

    ۵ سال پیش
  • ایسگاه اسکول شدگان

    3

    حاجی دیلان کم مونده بود بره حامدوماچ کنع 😒بدبخت پسر مردم بی عفت کنه وات دع هل و راستین خان خان خانان از دیار حکومت حرص نخور داشم از اول تا اخرررمال خودتع ولااااا اما اگه بخوای اذیتش کنی با مشت 😝

    ۵ سال پیش
  • Fatemeh

    11

    امیدوارم دیلان واسه حرص دادن راستین کار احمقانه ای انجام ندع، مخصوصا ک حامد از خدا خوااااسته رو هوا میزنتش! :/

    ۵ سال پیش
  • ملی جون

    5

    آفرین دیلان حسابی حرص دیلان رو در بیار🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • هیچ

    11

    فقط منتظرم تو پارت بعدی دیلان حامدو ببوسه یا بغل کنه 😐😐 اونجاست که با سر میرم تو دیوار

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️