پارت بیست و هفتم :

سرم را برمی‌گردانم و نگاهش می‌کنم، جوری مردمک‌هایم را در چهره‌اش می‌تابانم که ذوق می‌کند و فکر می‌کند توانسته دل من را هوایی کند، با شیطنت برایش پشت چشم نازک می‌کنم.
_ عوضش ازم چی می‌خوای؟

جامی‌خورد و بعد از کمی زل زدن ابروهایش را بالا می‌اندازد.
_ فعلا هیچی...

با لبخندی سرم را کج می‌کنم و آن‌قدر به او زل می‌زنم تا از رو می‌رود و راستش را می‌گوید.
_ معلوم نیØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آتیه در رمان پناهگاه نا امن آتیه
تصویر شخصیت کریم در رمان پناهگاه نا امن کریم
تصویر شخصیت منیژه در رمان پناهگاه نا امن منیژه
تصویر شخصیت زرین در رمان پناهگاه نا امن زرین
تصویر شخصیت حسام در رمان پناهگاه نا امن حسام
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    برنامه های خارجی چکارست تا تو هستی و یه تنه یه محله رو به گند کشیدی 😏😠🙏🏻

    ۲ ساعت پیش
  • میم

    1

    شیش تا موبایل دیگه هم بگیری به نظرم بیشتر شکل زالویی تا ستاره 😏😁

    ۲ ساعت پیش
  • میم

    1

    امیدوارم موفق بشی،هرچند خیلی زرنگی اما کار سختیه،این دوتا لاشخور خیلی هفت خطن 🤔

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️