آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و پنجاه و هفتم :
سورنا که به نظر میرسید حتی حوصله لجاجت بر سر چنین موضوعی را ندارد، سیگارش را روی زمین انداخت و با حرص چشمانش را باریک کرد.
_ تو چرا نمیمیری؟
کیوان با آرامش عقب کشید و دستانش را روی دستهٔ مبل گذاشت.
_ خودمم نمیدونم، فکر کنم چون خواهرت نمیخواد.
شوک در رگهایم خزید و او پیش از آنکه سورنا بتواند واکنشی نشان بدهد، با یک حرکت از جا برخاست و با گامهایی شمرده به سمت درگاه ورÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

آوا موسوی | نویسنده رمان
حذف نشده اما الان موقعیت مناسبی نیست که توی داستان باشه. در طول داستان اگه حضور نداشته ولی همواره بار احساسی و روانی داستان رو به دوش کشیده و همچنین ما کم و بیش از حال و روش با خبریم
۴۶ دقیقه پیشمبینا
1چه پارت گوگولییهه و گودوگودوویی بودد دوسش دارم سورن بچمم
۲ ساعت پیش؟؟؟
0خدایا سورنا دایی شد من هنوز خاله نشدم
۲ ساعت پیشزهرا
0دلم برای سورنا میسوزه🫠
۲ ساعت پیشبهار
1تاراخانم حالا که اینقدر گوگولی،شدی از نخودیت براش میگفتی تادایی خوشتیپه خوشحال بشه❤️❤️❤️
۳ ساعت پیشNegar
1آخیی اونجا که در جواب آرام گفت آره. قربونش بشم تارا رو. کلا این پارتا همه گوگولین. بعد تو ذهنشم به جای جوجه تیغی پرنسس گذاشت اخی. خواستار بودن تئو تو پارت بعدی
۴ ساعت پیشNegar
1آقا کاش کیوان داداش من بود. به طرز دیوانه واری عاشق بوتم و الان اینجوریم که پس من چی🙏🏻😔
۴ ساعت پیشNegar
1تغییرات شخصیتی ده از ده. تارا کی از یکی میپرسید خوبی یا نه؟ حالا اون به کنار میگه میخوای باهام حرف بزنی؟ تارای مهربون😔
۴ ساعت پیشNegar
1تارا تاحالا اینقدر صریح واسه کسی دلسوزی نکرده بود، واقعا سورنا رو خیلی دوست داره و واسه این خیلی خوشحالم
۴ ساعت پیشوفا
0سورناا بچمم خیلیی گناه داره
۵ ساعت پیشنارنجی
1ای بابا آرام جون نمیتونستی استایل کردنت طولانی تر کنی 😂
۵ ساعت پیشنارنجی
1بله خانم نیک نژاد تو مهربونی وقتی کیوان میگه پس شکی درش نیست
۵ ساعت پیشنارنجی
1حالا یه عده میگن تارا با آرام بده تارا بیشتر از این باید نشون بده که به آرام اهمیت میده و براش مهمه
۵ ساعت پیشنارنجی
1تو این پارت خواهر و برادرا چقدر ناز بودن
۵ ساعت پیشنارنجی
1سورنا نتونست از آیسا محافظت کنه و از دستش داد حالا داره تمام تلاشش میکنه تا از تارا محافظت کنه حتی به قیمت نابودی خودش
۵ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0یاشار از سیر داستانی حذف شد