معشوقه مرداب به قلم سوگند عزیزی
پارت صد و ده :
_ وای خانم جان… نمیدونی چقدر نگرانت بودم… میخواستم بیام پیشت ببینمت ولی این رز از وقتی رفته کلاس بالاتر اصلا وقت نمیکنه منو بیاره پیشت…
رز معترض اما خندان گفت:
_ مامان کلاس بالاتر چیه؟ خیر سرم دارم ارشد میخونما…
خندیدم و به رزی که سعی میکرد نگاهش حتی ذرهای به سمت استفان کج نشود، چشم دوختم. یک سارافون مجلسی سرمهای بلند به تن کرده و زیرش بلوز آبی کمرنگ پوشیده بود. روسری آØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🧡
۵ ساعت پیشمریم
0ممنونم عزیزم بابت پارت هدیه والبته کمی طولانی خسته نباشید❤️❤️❤️
۱۲ ساعت پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🧡
۱۰ ساعت پیشneda
0سلام عزیزم ممنونم بابت پارت هدیه عالی بود مثل همیشه مرسیی گلم خداقووت
۱۵ ساعت پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🧡
۱۵ ساعت پیشMobina
0عالی بود بود عزیزم ممنونم بابت پارت هدیه 😘😍من که منتظرم پارت های بعدیم که ببینم این آرش خان چیکار میکنه😒
۱۶ ساعت پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
🧡
۱۵ ساعت پیشMobina
1چرا من نمیفهمم مغز این آزش چی میگذره هاا☹️😄مثلا که چی با نازنین اومده ها که چی بشه باعث بشه غنچه حسادت کنه☹️🫠
۱۶ ساعت پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
نه بابا آرش اصلا نمیدونست غنچه قراره بیاد.. حالا داستان داره اون😁
۱۵ ساعت پیشمیم
1چه سرعت عملی دلشت ریحانه،حالا خوبه هنوز خواستگاری هم نکرده بود و رزم خودشو زده بود به اون راه و این تحقیقاتشو شروع کرد 😍
۱۶ ساعت پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
همینو بگو😂
۱۵ ساعت پیشnili
2الهی بگردم غنچه نازم صبر کن یا خودش میاد یا نانه اش😂😭
۱۶ ساعت پیش
سوگند عزیزی | نویسنده رمان
غنچه صبوره حسابی😂
۱۵ ساعت پیشMobina
0وایی غنچه عزیزم تو عاشق شدی حتی قبل تر از اینکه بفهمیی🫠🥹
۱۶ ساعت پیشمیم
2وای آرش این پری لعنتی رو از کجا آوردی،آخی غنچه چقدر چقدر غمگین و دلگیر شد 😭🙏🏻
۱۶ ساعت پیشمیم
2وای چقدر این آهنگ قشنگ به غم این پارت میومد 😭
۱۶ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

چمران
0قلمتون مانا بابت پارت هدیه ممنونم 🪷