تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت صد و یک :
با کمک مازیار میز ناهار چیده شد. مازیار دقت خیلی زیادی در چیدن میز داشت و نتیجه کار بسیار عالی و بینقص بود. همه چیز در کمال سلیقه و نظم چیده شده بود. در حالی که دیس پلو را روی میز می گذاشتم، با خنده گفتم:
-این فقط یه میز ناهاره، ولی شما به چشم یه برج بهش نگاه کردین. همه چیز با وسواس و مو به مو چیده شده، واقعاً آفرین.
خندید و گفت: درسته بالاخره معمار بودن برای سالهای طولانی روی همه چی
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
الهی آمین🙏🏻
۲ هفته پیشبهاره
0عالی بود عالی خوشحالم ترانه دیگه رو پای خودش وایساده میتونه برای خودش تصمیم بگیره
۲ هفته پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
مرسی عزیز دلم 🙏🏻 کاملا موافقم بهاره جان👌🏻
۲ هفته پیشمعصومه
1عالی بود آفرین ترانه دلم خنک شد مرسی نویسنده جون
۲ هفته پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
مرسی از شما که همراهمون هستید نازنینم🙏🏻💫
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

سمانه
0کاش همه ی محتشم خوب تو زندگیشون داشته باشن