پارت هجده :

سیگارش را زیر پا مچاله کرد و با چند قدم بلند، راه رفته را برگشت اما ماهور متوجه‌ی او نشد و مشغول نوازش گربه بود که مرد با پایش کنار او روی زمین ضربه‌ی بلندی ایجاد کرد و حیوان بیچاره تند و تیز از آن‌جا فرار کرد و دور شد.
ماهور شاکی و متعجب از این حد مریض بودن او با غیظ ایستاد و چند ثانیه بی‌حرف در چشمان مشکی و شیطنت‌آمیز مرد خیره شد و پشیمان از فحش‌هایی که تا پشت لب‌هایش بالا آمده بودÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غاشیه در رمان غاشیه (نسخه اصلی) غاشیه
تصویر شخصیت ماهور در رمان غاشیه (نسخه اصلی) ماهور
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️