میخکوب به قلم مهدیه سجده
پارت هفده :
«ممنونم از اینکه باز هم از من گذشت کردید سالار خان» را زمزمه کرد و تکتک تارهای صوتیاش از درد منهدم شد و دست سالار روی شانهاش مثل زخم عمیقی دهان باز کرد و تا مغز استخوانش را سوزاند.
- همیشه میتونی روی حس پدرانه من به خودت حساب کنی پسر.
حس کرد هیچ اکسیژنی در اتاق نیست و خفگی گلویش را فشرد. به ضرب چرخید و از اتاق بیرون زد و با همان حس نفستنگی مزخرف، پلهها را پایین رفت. انبار بارÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
افرین تا اینجا درست متوجه شدی عزیزممم
۲ روز پیشنفس
0من همون اول فهمیدم روزبه داره شهداد رو لو میده و بهش خیانت کرده اول ازش بدم اومد با اینکه کراشمه🥺😐 اما الان فهمیدم روزبه بدبخت فقط نگران شهداد بوده بابا این سالار و سیامک خیلیی دیونن😮😮
۴ روز پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
حست درست بوده البته روزبه از ترسش اینکارو رو کرده جلوتر مشخص میشه بازم شخصیتا هنوزم ثبات ندارن
۲ روز پیشنرگس
3حالا شخص مرموزمون کی وارد میشه من واسه اونجا خیلی هیجان دارم 🤗🤗
۵ روز پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
باید صبر کنی واسش و چون شخصیتش هوییت نداره نمیدونی که الانم تو رمان هست یا نه 🤭
۴ روز پیشنرگس
2امیدوارم شیلا حداقل هنوز شهداد دوست داشته باشه فقط چرا وقتی میبینه که سالار اینقدر با بچش بده بازم کنارش هست آخه یه مادر وقتی حتی خودش بچش میزنه یا حتی دعوایی میکنه خودش ناراحت میشه چه برسه به اینکه یه نفر اینجوری بچش اذیت کنه یه جای کار این شیلا میلنگه
۵ روز پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
این موردم باید صبر کرد تا رمان جلو بره قرارهه به شدت اتفاقای هیجان انگیز بیوفته میتونم بگم هنوز رمان شروعم نشده
۴ روز پیشحسینی
1شیلا برام گنگه از نظر شهداد زن بدیه اما اینجا رفتارش یه مدلی بود فکر میکنم نگران شهداد بود و حس مادرانه داشت بهش اما نمی توانست بهش بگه
۶ روز پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
شیلا هم هنوز اونطور که باید خودشو نشون نداده که شناخته بشه یکم صبر کن
۵ روز پیشاکرم
0شهداد مقابل شیلا هنوز هم مثل یک پسربچه هست و احساس کمبود عاطفه داره شیلا شاید هنوز هم حس مادرانه داره بهش امیدوارم که داشته باشه و شهداد رو فراموش نکرده باشه🥺🥺
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نفس
0یه چیزایی دستم اومده مثلا یه داستانی بین این عظیم وکبیر وسالار و شیلاس اما دقیق نمیدونم چی شده و همین کنجکاوم میکنه😉🤭🤭