آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و سی و سوم :
ناباور به استاد و نفسهای کشدار و عصبیای که میکشید نگاه کردم.
هرچی استاد عصبی و کلافه بود، صدرا چندین برابر بدتر از استاد بود.
شاید چون اون هم نمیخواست التماسی توسط من نسبت به عرفان صورت بگیره.
شاید چون میدونست اگه مهراب از این خبر اطلاع پیدا کنه به چه حال و روزی میافته.
اما این تازه شروع ماجرا بود.
شروع ماجراهای من و عرفان! ای لعنت به اسمش بیاد که زندگی رو به کامم
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
یه بنده خدا
1حااضرمم شرط ببندم اگه قبول کنی نه تنها خوشبت نمیشی بلکه اشوب هر روز خون به جیگرت میکنه اصلا نمیزاره یه بند انگشتت بهش بخوره به جا غذا کوففتت جلوت میزاره هر روز بهت تیکه میندازه و به یاد مهراب گریه میکنه و نفرینت میکنهه
۱۰ دقیقه پیشسرو
1پس این محافظ کدوم گوری که پیداش نیست بیاخوب نه به اولش که میخواستی آشوب عاشق مهراب بشه نه که الان نیستی بابا هرکاری داری میکنی سریع تر دیگه
۱۳ دقیقه پیشیه بنده خدا
0اگه قبول کنی یعنیی خودد خواه ترین ادمی یعنی ادمی هستی که به خاطر اینکه اشوبو از چنگ مهراب دربیاری و مال خودت بکنی حاضری از خون خوارت بگذری حاضری چشم روی همه ی ناراحتی های سامان و خواهر زاده ات ببندی یعنیی خیلیی آدم اشغاله عوضیه نحس نکبت پفیوزه حرمزاده ی پدرسگ خودخواه و.. ایی هستی
۱۳ دقیقه پیشیه بنده خدا
1عرفان اشغال که میدونی هممهععهه ی ما ازت متنفریم به خدا اگه یه ذذرهه اندازه یک مورچه انسانیت تو وجودته حقق نداریی قبول کنیی چون به قرآن مجیید جوریی منفورر میشی که فقط خدا میدونه عوضی تو که فهمیدی ازت متنففرهه و لج لجبازی نمیکنه و اینو فقط به خاطر محافظت از مهراب گفت نبباییدد قبول کنیی خبب؟
۱۶ دقیقه پیشیه بنده خدا
0وایی حدیث وای حدیثث اون فقط یه حدس بود نبااییدد به واقعیت می پیوسستت خخدااییاا😭😭
۱۸ دقیقه پیشیه بنده خدا
0نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه ننهه(نه ی اخر با حالت جیغ مانند)😱😱😭😱😱😭😱😱
۱۹ دقیقه پیشمعصومه
2خسته نباشی حدیث مرسی بابت پارت هدیه
۲۳ دقیقه پیشمعصومه
1اصلا دوست نداشتم التماس کردن آشوب رو ببینم ولی دیدم، دیدم و دلم آتش گرفت رسما، بمیرم برا دلت آشوب😭
۲۴ دقیقه پیشمعصومه
2یعنی عرفان منفور بودن رو به آخرین حد رسونده،خیلی ازش بدم میاد اصلا متنفرم ازش، اون عشقشم بخوره تو سرش
۲۴ دقیقه پیشمعصومه
2کاش محافظ زودتر دست به کار بشه، کار داره بدجوری بیخ پیدا میکنه، اگه عرفان اوکی باشه چی؟ اگه بگه قبول میکنه چی؟ هر چند که خواستش همین بود
۲۵ دقیقه پیشمعصومه
1ترسم از همین بود که شد، آشوب به آخرین ریسمان هم چنگ زد ولی اصلا دلم نمیخواد این آخرین ریسمان راه به جایی ببره، مهراب طفلی دق میکنه اینطوری به خدا حاضره بمیره ولی با این راه از زندان آزاد نشه
۲۶ دقیقه پیش
لطفا صبر کنید...

یه بنده خدا
0راستیی حقیقتا من یکم به زن استاد مشکوکم و فکر میکنم محافظه🤣🤣واقعا نمیدونم چرا، هر جور نگا میکنم غیر ممکنه ولی خب یه حسیه از اعماق وجودم🤣🤣😂🤣🤣اخه طرف شوهرر داره و زن استاده 🤣🤣خدایی مسخره ام نکنیداا😂🤣