پارت صد و سی و هفتم :

ـ اون هلگورد که همچین ریسک بزرگی کرد و تا دم در خونۀ عزرائیلِ خودش، دختره رو رسوند و به همه نشون داد دختره رو می‌خواد. فرشته هم که کم مونده بود خودش ر‌و براش قربونی کنه. ببینم پهلوون! دیگه امروز باید چیکار می‌کردن که باورت بشه خاطرخواهِ همدیگه هستن؟


سیروان که واقعاً نمی‌دانست فرشته و هلگورد رابطه‌ای دارند یا می‌دانست و نمی‌خواست قبول کند در جواب تک‌خال گفت:فرشته کلاً قهر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سرو

    0

    خدا هرچی امثال زلدا و تک خاله رو از رو زمین برداره شیطان رو هم درس میدن چه برسه اجنه های بدبخت و فلک زده رو

    ۳ روز پیش
  • فاطی

    0

    وای چقدر این زن و شوهر نفرت برانگیز هستن؛خاک تو سرتون کنم اعصابم خراب شد؛کاش هلگورد و فرشته لاقل دیدار مخفیانه داشته باشن اینا نتونن بلایی سرش بیارن

    ۳ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️