هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت صد و سی و هفتم :
ـ اون هلگورد که همچین ریسک بزرگی کرد و تا دم در خونۀ عزرائیلِ خودش، دختره رو رسوند و به همه نشون داد دختره رو میخواد. فرشته هم که کم مونده بود خودش رو براش قربونی کنه. ببینم پهلوون! دیگه امروز باید چیکار میکردن که باورت بشه خاطرخواهِ همدیگه هستن؟
سیروان که واقعاً نمیدانست فرشته و هلگورد رابطهای دارند یا میدانست و نمیخواست قبول کند در جواب تکخال گفت:فرشته کلاً قهر
لطفا صبر کنید...

سرو
0خدا هرچی امثال زلدا و تک خاله رو از رو زمین برداره شیطان رو هم درس میدن چه برسه اجنه های بدبخت و فلک زده رو