پارت هفتاد و چهارم :

جاوید محکم بازوی آرمین را نگه داشته بود، ولی زورش به او نمی‌چربید. سعید خون دماغش را پاک کرد و گفت:
-هیچی بین ما نیست. چرا نمی‌فهمی تو؟ ما فقط باهم دوستیم.


آرمین دندان‌هایش را به ‌هم کلید کرد و جوری بازوهایش را از دست‌های جاوید و محافظ بیرون کشید که هر دو سکندری خوردند. سعید طوری از صورتِ گداخته و دندان‌های نیش تقلبی آرمین ترسیده بود که چشم‌هایش گشاد شد و پرید پشت محافظی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحا

    1

    من اگرر یکی عین آرمین پیدا کنم دیگه از زندگی هیچیی نمی خوامم😭😍😭

    ۲ روز پیش
  • طرفدار

    1

    بابا مرد این پارمیدا عتیقه چی داره ک یقه *** میکنی براش مرد هلو کنارته بعد تو دنبال لولو هستی 😂

    ۳ روز پیش
  • نانا

    2

    آرمین واقعا اسکله که اینهمه واسه پارمیدایی که حتی به چپشم نیست غیرت به خرج میده و یقه *** میکنه .. درجا باید دختره رو کات میکرد ، الان هم گند خورد به نقشه ناتاشا ، هم حتما یه داستان دیگه با افشار پیش میاد به خاطر حرکتی که آرمین زد🫤

    ۳ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اسکل نیست. وفاداره. چون خودش مثل پارمیدا نیست میدونی. بهم خوردن یه رابطه بهمین آسونی هام که نیست. اگه اینقدر راحت ولش کنه و حتی نخواد رابطه رو درست کنه که غیرواقعی میشه🥲💔

    ۳ روز پیش
  • نانا

    0

    موافقم باهات ، در اینکه آرمین خیلی وفاداره و باید برای رابطش تلاش کنه هیچ شکی نیست ، ولی این تلاشو باید بزاره برای کسی که ارزششو داره، نه یکی مثل پارمیدا که نه اونقدر وابستگی خاصی بهش داره ، و هم اینکه اینقد براش آرمین بی ارزشه

    ۳ روز پیش
  • گلاره

    3

    آرمین اینبار واقعا حقته ناتاشا ببرتت تو اون اتاق خراب شده و تا می تونه از خجالتت در بیاد . آخه شل مغز بابت رفیقات هیچی ولی بابت پارمیدا یه عکس می گرفتی بعداً بهش میگفتی دیگه. الان ریدی به هرچی که ناتاشا برنامه ریزی کرده بود. اِشح🤬

    ۳ روز پیش
  • میم

    5

    مگه این برنامه ای که می خواستن انجام بدن چقدر خطرناک بود که ناتاشا بخاطر حضور آرمین بهمش زد،واقعا پارمیدا ارزش غیرتی شدن نداشت،آرمینم با اون سه تا گشته کله پوک شده 😮😠

    ۴ روز پیش
  • هانی

    3

    غیرتش اجازه نداد که بی توجه باشه ،ولی این غیرتی شدن کار دستشون داد ،الان چجوری میخوان درستش کنن،اصلا درست شدنی هست🙁دلم برای ناتاشا سوخت ،یکی نیست بگه آرمین الان میخوای چیکار کنی با این گندی که بالا آوردی

    ۴ روز پیش
  • نیلوفر ابی

    2

    عالی بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود تشکر

    ۴ روز پیش
  • Mmm

    5

    عزیزم این را هم بگم که واقعا دست مریزاد قلمتون واقعا عالیه

    ۴ روز پیش
  • تارا

    3

    آخه آرمین چرا پارمیدا را ول نمی کنی نقشه های ناتاشا گلی خراب شد که ☹️☹️☹️الان جا داره آرمین و مستفیض کنم چلمنگ

    ۴ روز پیش
  • نسا

    7

    ای بابا آرمین ول کن این دختره چندش رو ناتاشا رو ببین بخاطر تو قید نقشه شو زد😍❤️

    ۴ روز پیش
  • الی

    5

    این آرمین و رفقاش هم که فقط خرابکاری میکنن

    ۴ روز پیش
  • فاطمه

    3

    چقدر ارمین اسکله چرا ول نمیکنه این دختر رو

    ۴ روز پیش
  • ارغوان

    4

    بعد از اینکه اگر این ماجرا به خیر بگذره، ناتاشا یک حالی از آرمین بگیره😈😈😁😁🥺🥺

    ۴ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️