پارت هفتاد و یک :

جاوید گفت:
-عجب دغل‌بازی هستی تو!


-گناه داشت. خدا توی آفرینشش که گِل کم آورد، تاریخ مصرف گذشته‌هاشو زد به قیافۀ نیما. از بی‌پولی هم که شپش ته جیبش لی‌لی بازی می‌کنه. سروزبونم که نداره. هیشکی هم تحویلش نمی‌گیره.


بعد نگاهی به اطراف کرد و پرسید:
-کیوان کو؟
جاوید چشمکی به او زد و جواب داد:


-اون زامبی، همون اول یه مومیایی جیگر دید و رو هوا صیدش کرد. حاÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرمین در رمان آتوسا آرمین
تصویر شخصیت ناتاشا در رمان آتوسا ناتاشا
آخرین نظرات ارسال شده
  • ....

    1

    وای استوریهات درباره این قسمت واقعا زیبا هستن مرسی آرزوبانو

    ۶ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😍

    ۶ روز پیش
  • گلاره

    1

    واکنش ناتاشا: آرمین خیلی وقته نبردمت تو اتاق شکنجه😈

    ۶ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🌚✨

    ۶ روز پیش
  • 🦢آواز قو🦢(زن اردوان،مهراب)

    1

    اوه مادر تزارا ارمینو دید😂😂

    ۶ روز پیش
  • Zeynab

    2

    غیرتی شد ترکه انار😂😂

    ۶ روز پیش
  • سوگند

    3

    سلام.خسته نباشی عالی بود .خوشم میاد بین موضوع اصلی رمان درمورد چیزای بهتری هم می نویسی

    ۷ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    فدات❤️😍

    ۶ روز پیش
  • دریا

    11

    تا الان نشده رفقای آرمین یه برنامه بچینند که آرمین دست ناتاشا نیوفته😂اون از دزدی شون اینم از مهمونی رفتنشون..

    ۷ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣

    ۶ روز پیش
  • نیلوفر ابی

    1

    نمیدونستم بخندم یابه حال ارمین گریه کنم رسما بدبخت شد گاوش زایید اونم چند قلو عالیتر از همیشه خسته نباشید

    ۶ روز پیش
  • راز

    1

    گل بگیرن دهنتو آرمین دهنت چفت نداره همش بازه واسه حرف زدن خب چشات هم باز کن تا ناتاشا درشون نیوورده

    ۶ روز پیش
  • مهدیه

    3

    چی میشه با یه پارت جایزه سوپرایز بشیم🥺🙏🏻

    ۷ روز پیش
  • طرفدار

    3

    گل بود ب سبزه هم در اومد 😂 همیچی چیزی اصل لپ کلامه ک رسوندم 😜🤣 ناتاشا چکارش بکنه بچه رو ی شب خواست خوش بگذرونه ک از دماغش درمیاره

    ۷ روز پیش
  • Z.k

    0

    گفتم که فقط ناتاشا رو کم داریم که خودش اومد🙃🙃

    ۷ روز پیش
  • میم

    4

    وای ،چه شود،ناتاشا هم تو همون مهمونی قراره آتیش بازی راه بندازه،باز آرمینم هست 😍

    ۷ روز پیش
  • مامان عسل

    4

    وای آرمین خان فاتحه ات خونده هست با ابن گر وگوریا کجا رفتی 🤣🤣

    ۷ روز پیش
  • زینب

    1

    حیف جای حساسش بود

    ۷ روز پیش
  • هناسه

    11

    وایی چه جایی تمام شد . ما پارت میخوایم نویسنده جون آفرین

    ۷ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️