پارت صد و بیست و دوم :

«از زبان شخصیت هانا کیمبر»
- بذار منم بیام... نمی‌تونم همینجا منتظر بمونم.
میترا دیگه بیش از اندازه داشت اصرار می‌کرد.
با نفس عمیقی دستش رو گرفتم و گرم فشردم. مهم نبود خودم چقدر سرد و یخ بودم، برای میترا حاضر بودم از گرمای روحمم استفاده کنم.
خیره به چشمای درشتش از پشت عینک با آرامش تظاهری‌ای لب زدم:
- زاویر آدم خطرناکیه. نمی‌تونم جون تو رو هم به خطر بندازم.
لجبازانه خوا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • جد پفیوز اندرس

    3

    حمیده نمیشه از این به بعد جاهای حساس تموم نکنی؟😶

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    حال میده🙏

    ۹ ساعت پیش
  • آنیسا

    0

    خیلیی بدی ، 🤣🤣 من الان همش دارم ب وضعیت جامین فکر میکنم ، لامصب مطمئنم ناین و جامین خواهر و برادر نیستن

    ۵۳ دقیقه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    زن حسابی به تو حال میده به ماکه حال نمیده😂😭

    ۴۳ دقیقه پیش
  • پارچه حریر

    6

    کاج *** میگه ملکه که چیزی نیست راست میگی برو مادر مقدس شو 🤣

    ۲۴ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    😂😭😭😭

    ۹ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    2

    "من ته دلم ازش متنفر بودم" هنن؟هانا از میترا متنفره؟

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    نه صرفا به خاطر موهاش و ته چهرش از هاووک

    ۹ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    3

    میترای مظلومم چه مادر بدی داشتی مادر نبوده که رسما هیتلر بوده..

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    مادرش مورد تجاوز قرار گرفته به هر حال...

    ۹ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    5

    اخرین باری که دیدمت دیروز بود؟؟حمیده جدی ای؟ این همه اتفاق از دیروز افتادن؟یعنی همین دیروز بود که شیث مرد؟ باورم نمیشه بخدا که باورم نمیشه

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    آه شیثثثث این زندگییییی دیگه به درد نمیخورهههه

    ۹ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    7

    هرپارت از پارت قبلی جذاب تر و زیباتر..

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    محبت دارییی

    ۹ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    4

    من امروز صبح قبل اینکه برم مدرسه نگاه کردم دیدم حمیده پارت گذاشته بعد دیگه رفتم مدرسه همش این تو ذهنم بود که:(باز حمیده چه اشی برامون پخته خدایا ۱۰ هزار تومن نذر میکنم کسی نمیره آمیین)😂

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    😭😂

    ۹ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    حمیده تو قراره چه دکتری بشی؟متخصص چی؟

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    من میخوام مشروط نشم تخصص چیه

    ۹ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    5

    واقعا جامینیا چه رسم وحشتناکی دارنن🫤

    ۲۳ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    حاجی باحالهههه

    ۹ ساعت پیش
  • فن کله قرمزی

    1

    هانالیا❌ ترینا✅("تری"ستان)(ها"نا")

    ۲۲ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    وایایاای😭😭

    ۹ ساعت پیش
  • فن کله قرمزی

    6

    حمیده بوس رو کلت بابت پارت قشنگی که فرستادی عاشقتم بهترین نویسنده جهان🥰🎀

    ۲۲ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    ماچچچچ

    ۹ ساعت پیش
  • فن کله قرمزی

    12

    《نلین زیبا و بی گناه من》پشت این جمله خیلی چیزا مخفی شدن حمیده زود روشون کن

    ۲۲ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    به زودیییی

    ۹ ساعت پیش
  • هانالیا

    9

    یعنی همه چی تقصیر شاران بوده نلین بی گناه بوده تف تو شاران و شارانی به جز شیث

    ۲۱ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    و آشر🍓

    ۹ ساعت پیش
  • زهــرا

    1

    توروخدا نگو که نلین بی گناه بودهه بابا من اینقدر بهش فوشش دادم و تازه از اون ور روی خود شخص جامین کراش زده بودم بعد میخواید حتما بگید نلین خانم بیگناه دوعالم بوده و جامین همه کاره؟ 😔😭💔😂

    ۲۰ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    چقدر زن بیچاره رو قضاوت کردیم😂

    ۹ ساعت پیش
  • Reyhane

    0

    شاید نلین از نظر جامین همیشه بی گناه بوده:)

    ۲۰ ساعت پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    Awwwwwwwwwww 😭✨

    ۹ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️