جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت صد و بیست و یک :
«از زبان شخصیت ایلیا ایوانف»
- دنبال چی میگردی؟
با تعجب سرم رو به عقب چرخوندم. زن شارانیای داشت اینو میگفت. از دامن کهنه و پر از پینهش مشخص بود گدایی چیزیه... نوزادش رو با پارچه پشت کمرش بسته و پوستش زیر آفتاب خشک و بیروح شده بود.
کنکاشانه به سر تا پام نگاه میکرد. البته فضولیش دور از انتظار نیست؛ با این ماسک سیاه و کلاهی که تا پیشونیم پایین کشوندمش هر رهگذری فکر میâ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
پریا
0نفهمیدمم،الیاس داداش آیزاک بود؟
۳ روز پیشزهــرا
0نهه الیاس همون ایزاکه
۳ روز پیشپریا
0آبجی پس اون ایزاکی که بابای ایلیاعه در واقع الیاسه و الیاس که هانا می شناسه در واقع ایزاکه؟ واای مخم گوزپیچ شد
۲ روز پیشزن واران
9اینجوری که میبینم بعضیا انگار اصلا رمان رو بادقت نخوندن(اخه زن حسابی حمیده قشنگ گفت الیاس همون ایزاکه(دوتا اسم داره)) شما چرا انقدر خنگ بازی در میارید😭🙏
۲ روز پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
حرفای من توی دلم
۲ روز پیشپریا
0اهاا،حالا فهمیدم مرسی عشقمم فدات شم الهیی😭❤️😘
۱۹ ساعت پیشزهــرا
2اره دیگه با اسم و رسم واقعیش که نمیتونست تو شاران بمونه برا همین ایزاک گذاشت اسم خودشو و دوتا اسم داشته
۲ روز پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
:)
۳ روز پیشاکرم بانو
0تریستان وارد میشود،دیری ری رینگ
۲ روز پیشاکرم بانو
1همین که اومدیم نفس راحت بکشیم حمیده گفت هولی شت
۲ روز پیشآوا
0شاهزاده چارمینگو هانا کشته بود مگه نه؟شاهزاده الیاس که همون آیزاکه و چارمینگ برادر بزرگتر آیزاک هانا تو ی روز کشته بود قاطی کردم😶
۲ روز پیشیلدا
4دلم برای مرد سنگی تنگ شده دلم برای میکائیل تنگ شده دلم برای سامو تنگ شده دلم برای آیدا ، تورن ، حابیل، مترا دوقلو ها، آرین، هارپی،دراکولا،کوروش،شیث، دایانا ، الی، تیفانی، تینا، هانا و ایلیا تنگ شده وارد آورد دلم برای جوخه جایگزین تنگ شده
۲ روز پیشآنیسا
7میگم بچه ها شما هم اینطورین که سر تدریس معلم دارین جغد انبار رو تو ذهنتون مرورش میکنین و با خودتون احتمالات مبنی بر اینه حمیده قرارع تو پارت جدید چطوری سکتمون بده رو در نظر میگیرین و مجسم میکنین یا فقط من اینطوریم ؟
۲ روز پیشآنیسا
1میگم حمیده ، نمیشه امروز پارت هدیه هم به همراه پارتی که میذاری بزاری ؟ درسته انصاف نیست ولی تولوخوداا
۲ روز پیشزهــرا
2وایی حمیدهه گفته بودم یادم نمیاد زاویر کی چارمینگو کشت و اینا امروز تو مدرسه یادم اومد(مدییونیی فکر کنی وسط تدریس معلم یادم اومد). همون موقع بود که هانا هنوز تو جوخه ی جایگزین بود و بعد اون عملیاته اومدن هانا را بکشن و خخیلیی اون موقع هانا به زاویر افتخار میکرد دیگه درسته؟؟
۲ روز پیشزورو
1اینقدر همه نظرای مختلف دادن به هرچی که میدونستم و نمیدونستم شک کردم وای کاش خودت توضیح بدی خوشبخت تو ***
۳ روز پیشایلیا
3ببین شاهزاده چارمینگ و الیاس (آیزاک) داداشن و ایلیا هم که پسر الیاسه چارمینگ مرده و الان ایلیا وارث و شاهزاده جامینه اون تریستانم حتما اسم مستعار ایلیاعه
۳ روز پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
اونجا سیرکه رسما
۲ روز پیشزن واران
4وای حمیده خودت مارو بد عادت کردی پارتای یک ساعتی میدادی الان این پارت کوچیکه عصبی شدم😂🙏
۲ روز پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
عادت کنننننن😂😂
۲ روز پیشلیا
1وایی خیلیی قشنگهه از کنجکاوی میمیرم تا پارت بعدی بیادد
۲ روز پیشزن واران
2حمیده هم پارت لعنتی رو نمیفرسته😂💔(دارم نمیتونم از بی پارتی)
۲ روز پیشستیا
1این پارت یه حس و حال عجیبی داشت..
۲ روز پیشزن واران
0چه حس و حال عجیبی داشت😂
۲ روز پیشنگار
0خب مشخصه تریستان اون ایلیای بدبخته بیچاره مظلوم مادرمرده منهه لعنتیی
۲ روز پیشزن واران
0ببخشید ببخشید؟ ایلیای تو؟ مخیرم ایلیا مال منه😏
۲ روز پیشزن واران
0حمیده جان مادرزاویر امشب دوتا پارت بزار😭🙏
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

سهیل
0ایلیا باهوشه حتما تا الان متوجه شد دیگه، که وارث جامینه چون آگوستوس خرفت مرد و جامین فعلا پادشاه نداره