پارت چهل و پنجم :
لیلیان توی دست هام لرزید اما با لحنی که از شدت درد همچنان می لرزید زمزمه کرد:
لیلیان_ ولم... کن... من... خیانت نمی... کنم.
توی فاصله کمی از هم ایستاده بودیم.
کمرش همچنان توی دستم بود و اون یکی دستم روی شکمش قرار داشت.
فاصله صورت هامون هم به نیم وجب رسیده بود.
همچنان عصبی بهش خیره موندم اما لیلیان با رگه هایی از درد بهم خیره موند.
درست همون لحظه صدای در اتاقم باعث شد هر دو از اون
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نفسی
0دلم برای اون ۱۵۵ دختر بیچاره سوخت😔نامردا
۳۷ دقیقه پیشنفسی
0از مقاومت لیلیان خیلی خوشم اومد افرین بهت مقابل لنزو کم نیاورد🙂 ↕️
۳۷ دقیقه پیشسپیده
0حس میکتم یه ادم خودی این کارو کرده😶💀شاید کار خود ریچر بوده باشه چه طور دلشون اومد اونهمه دخترو اتیش بزنن😭💔💔😡😡
۱ ساعت پیششکیلا
0واقعا حق با لیلیان😟خب لعنتی کوتاه بیا دیگه
۲ ساعت پیششکیلا
0باورم نمیشه اون همه دختر سوحته باشن😭😭وای خدای من
۲ ساعت پیششکیلا
0دیدی؟ دیدی لنزو وحشی هار؟ نه واقعا دیدی که اشتیاه کزدی؟
۲ ساعت پیشسارا
0اینکه داره با لیلیان میجنگه بهم استرس میده که توی ادامه پارت به زور بخواد بهش عه عه کنه😂😂🫠
۳ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Ava
0عاشق دیالوگ هاشونم واقعا عالیه دستخوش😄❤️💋