پارت صد و چهل و ششم :

با وجود این که پرهام همیشه زیادی نگران بود ولی توی اکثر مواقع نگرانیش هیچ فایده‌ای نداشت و درست نبود.
با کلافگی تمام بهش گفتم: ببین خیلی خسته‌تر و بی‌حوصله‌تر از اونیم که بخوام با تو سرو کله بزنم. خواهش می‌کنم برو پرهام.
راه افتادم و این‌بار حرفش برام جذاب بود.
- دستگاه و بهت می‌دم. احتمالا تو می‌دونی گاو صندوق کجاست.
ایستادم و منتظر ادامه‌ی حرفش بودم. نزدیکم اومد و گفت: Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • سرو

    0

    صباجون خواهشا یه معما رو برامون رمز گشایی کم بعد یه معمای دیگه طرح کن بخدا مغزم هنگ کرد الان اگه یه مسئله ی حسابان با کلی انتگرال جلوم بذاری راحت تر حلشون میکنم تا داستان گورستان رو

    ۱۴ ساعت پیش
  • خسته دل

    0

    صبا جان داستان رمانت خیلی داره رمز آلود میشه سعید که پریس و میخواست پس چرا کشتش؟ دستت طلا

    ۱۵ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    یکی نیست بگه چیکار صوفی داشتی کشتیش

    ۱۸ ساعت پیش
  • فاطمه

    3

    صبا انقد هیجان نده بابا مگه ی تیکه متن گنجایش چقدر نگرانی و استرسو داره دهنمونو سرویس کردی با این قلمت

    ۱۸ ساعت پیش
  • رویا

    2

    وای که یه روز خوش نباید این پدرام ببینه خدا فقط کمکش کنه که اون عماد بدبخت ترش نکنه 🤦🏻 ♀️ پرهام یه چیز میدونست اینم کار اون سعید عوضیه خدا که تیکه تیکت کنه که این خانواده رو نابود کردی هر فحشی که به این سعید بدم بازم دلم خنک نمیشه صبا جون فقط خودت دلمون و خنک کن

    ۲۴ ساعت پیش
  • محی

    1

    نمیتونم قطعی بگم کارکیه ولیی عماد پدرامو سرویس میکنه😭😵 💫

    دیروز
  • اَسماء

    1

    ای بابا حتما این یکی هم کار سعید بی شرفه چون تو هر سوراخی سرک میکشه

    دیروز
  • نانا

    2

    سعید و مهیار کم بودن ، عمادم اضافه شد

    دیروز
  • Fat

    1

    خیلی چیزا هنوز نا مفهومه پیچیده شد کلا برامون

    دیروز
  • زری

    1

    وای عماد هم تشنه ب خون پدرام میشه🥺🥺صبا پسرمو تو گله گرگا تنهاش نکن🥺🥺

    دیروز
  • زری

    0

    ولی وای منم گفتم خدا کنه نقشت خوب از آب دربیاد😖😖

    دیروز
  • Z.k

    1

    صبا جون یکم داستان پیچیده شد🤔🤔

    دیروز
  • رایکا

    6

    واایی..این سعید عوضی نکنه کار خودشهه..وای دلم میخواد زودتر مهره ها چیده شن و حقایق مشخص شهه..

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️