پارت صد و هشتاد و دوم :

به نطق‌های تکراریِ پاشا که همیشه بحثشان را پیش می‌کشید، توجه‌ای نکردم.
به چشمان بُراق شده از خشم و دستورهای بی‌اهمیتش بهایی ندادم.
به پاهای سستم، مهلتی برای استراحت ندادم.
راه رفتم، راه رفتم تا بالأخره به آن جهنمی که نامش اتاق بود؛ رسیدم.
صدا زدن‌های پاشا و نامِ من که مدام از گلویش، بیرون می‌ریخت حتی، مرا از رفتن به سمت اتاق منع نکرد.
با بدنی که انگار میانِ موج سرمØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • aram

    0

    وای من..ای توبمیری پاشااینقدمنوحرص ندی.نویسنده جونی کی اینومیکشی من دلم خنک شه😬

    ۵ روز پیش
  • نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان

    یه دنیا راحت میشه😁 ممنونم ازت ارام قشنگم♥

    ۵ روز پیش
  • aram

    0

    🌹😘💗خیلی عالی

    ۳ روز پیش
  • نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان

    عزیزی✨🌹♥

    ۳ روز پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    واقعاً مهرو بیچاره ست که افتاده دست پاشای لعنتی از یه حیوون هم بی عاطفه تره 💔😭 انشاالله که زودتر مهرو رو پیدا کنن

    ۱ هفته پیش
  • نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم فاطمه‌ی مهربونم🥲💔

    ۵ روز پیش
  • سعادت

    0

    وای بیچاره مهر و پس کی ازدست پاشانجات پیدا میکنه

    ۵ روز پیش
  • راز

    1

    مرسی ک پارت گذاشتین بانو دلمون تنگ شده بود ولی چند ماهه ک مهرو تو خونه پاشا داره باهاش میجنگه و عذاب میکشه رمان ی ریتم رو چند ماهه داره دنبال میکنه بهتر نیست ی تکونی بخوره و ی اتفاقی واسه مهرو واسه آزادیش بیفته

    ۷ روز پیش
  • نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بله عزیزم درسته، اما ساده گذشتن از این ماجرا کمی غیر طبیعی میشه. ده یا پونزده پارت دیگه به پایان رمان مونده عزیزم.♥

    ۷ روز پیش
  • فخری

    1

    ای وای این قصه سر دراز دارد آخ آخ مهوا بیچاره خدا لعنتت کنه پاشا. سپاس نازنین جان دست گلت درد نکنه قلمت مانا 💞 💞 💞 💞 💞 💞

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️