سراسیمه به قلم الهه محمدی
پارت هجده :
هنوز باورش نمی شد آن شب متعلق به اوست.
مادر حسابی برایش ریخت وپاش کرده و به قول جوانها لاو ترکانده بود .
اخلاق مادر را می شناخت .
وقتی تصمیم به انجام کاری می گرفت آنرا به بهترین نحو برگزار می کرد.
آذین بندی درودیوار درنهایت سلیقه وزیبایی چشم را خیره میکرد .
چیدمان میز میوه، نوشیدنی و شیرینی با طراحی چیده شده بود .
آنچه خیلی دوست داشت گروه جذاب نوازندگانی بود که م
لطفا صبر کنید...
