سراسیمه به قلم الهه محمدی
پارت نوزده :
فصل پنجم
سرگرم تماشای عکسهایی بود که سیما از جشن تولد سروین داشت .
روی هرکدام از آنها زوم میکرد و خاطره ای می ساخت .
سیما هم مدام پرچانگه گی میکرد و با لفت و لعاب مزه ای می پراند .
هربار هم ضربه ای به نفس میزد تیکه ای می پراند ....
-هی من می گفتم شما دوتا به خواهر برادر نمی خورید ،،،،
هرچی فکر میکردم میدیم خیلی باهم خوبید ،،،،
آخه خواهر و برادر و اینهمه تفاهم
لطفا صبر کنید...
