سراسیمه به قلم الهه محمدی
پارت نهم :
سروین پیاده شد و در اتومبیل رامحکم بهم زد .
آیدین پشت سرش پایین آمد.قفل ماشین را زدو گفت :
-چته؟ آروم بود وا کن یه بار دیگه بزن بهم .
سروین دسته گلش را روی کاپوت گذاشت .درحال دست کشیدن لابه لای موهایش گفت :
-ا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
