پارت صد و شصت و یک :

[خسرو ـ فرودگاه مهرآباد]

چرخ‌های هواپیما با ضربه‌ای سنگین به باند فرودگاه خوردند و صدای کشیده شدن لاستیک‌ها روی آسفالت، میان غرش موتورهایی پیچید که به‌تدریج از شدتشان کم می‌شد. چند مسافر که از ساعت‌ها نشستن روی صندلی خسته شده بودند، کمربندهایشان را باز کردند و بی‌اعتنا به تذکر مهماندار، از جا بلند شدند. صدای باز شدن محفظه‌های بالای سر و جابه‌جایی چمدان‌ها در کابین پیچیده

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مه لقا در رمان حکومت زنان مه لقا
تصویر شخصیت مهناز در رمان حکومت زنان مهناز
تصویر شخصیت نگین و نگار در رمان حکومت زنان نگین و نگار
تصویر شخصیت محمد در رمان حکومت زنان محمد
تصویر شخصیت مسعود در رمان حکومت زنان مسعود
آخرین نظرات ارسال شده
  • عاطی

    2

    مارال تنها بود..ای جان ..خسرو ترسم اینه هرکاریم بکنی برای نجات مارال..تهش مارال تورو متهم میکنه .. خسرو مارال رو دوست داره یا براش نفعی داره؟؟ مارال تو چی؟ دوستش داری یا ازش متنفری؟ محبوبه چراا تهدید بوده برات که خیانت کردی یا از اول با نقشه اومدی

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️