پارت صد و سیزده :

(دانای کل)

مثل پرنده‌ای بال‌شکسته مچاله شده بود. سرش رو بین زانوهاش پنهون کرده بود و حرکتی نمی‌کرد.
بالای سرش، مانی عصبی طول و عرض خوابگاه رو طی می‌کرد. گه‌گاهی می‌ایستاد و جویایِ حالِ دخترک می‌شد. بچه‌های خوابگاه بیرون شده بودن و حالا فقط اون سه نفر درون خوابگاه بودن. مانی از حضور یونا عصبی بود، هرچند حضور یونا برای دخترک کم خطر تر از حضور میراث بود‌. لعنت به مردک دیوانه.<

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
تصویر شخصیت پرواز در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) پرواز
تصویر شخصیت خانم بزرگ در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) خانم بزرگ
آخرین نظرات ارسال شده
  • آنا

    0

    این خانم بزرگم که به نعنا شک کرده مطمئنم اولین روزی که میراث برگرده و رفتارش رو با نعنا ببینه مطمئن میشه دختره و از طرف خانم بزرگ هم به بار دیگه ضربه میخوره😔

    ۳۲ دقیقه پیش
  • آنا

    2

    درحال حاضر خیلی دلم برای نعنا میسوزه بچم خیلی مظلوم واقع شده از اول همش همه دارن بازیش میدن و الان کم کم حقایق داره واسش برملا میشه و زیر بار این حقیقت ها واقعا کمرش خم شده😭😭

    ۳۴ دقیقه پیش
  • آنا

    1

    وای باورم نمیشه یونا چقد با شخصیت شده😂

    ۳۶ دقیقه پیش
  • نفیس

    0

    نمیدونم هرچی هست یونا رو خیلی دوست دارم پارت جالبی بود

    ۳۷ دقیقه پیش
  • پری

    1

    دلم برای نعنا کباب بیچاره افتاده وسط یه عده قوی عوضی هرروز یکی از قوها اذیتش می کنه هرکدوم به طریقی آخر از دست اینا باید بره تیمارستان

    ۳۷ دقیقه پیش
  • BASIL

    0

    نعنا پر مانی پر یونا پر

    ۳۹ دقیقه پیش
  • ستی

    0

    حالا یونا ببازه داغون بشه کی کنار نعنا میمونه عجب خریه نعنا رو میونه کلی وحشی تنها گذاشت

    ۴۰ دقیقه پیش
  • BASIL

    0

    هضم این حجم تغییر یونا سخته دارو تجویزی پیشنهاد نمیکنید؟

    ۴۱ دقیقه پیش
  • BASIL

    0

    بیچاره یونا که با وجود اینکه میدونست نعنا میراثو دوست داره بازم تلاش کرد🤧

    ۴۳ دقیقه پیش
  • BASIL

    0

    من الان تو شوک یونا بودم که دارا و پویا هم اضافه شدن

    ۴۴ دقیقه پیش
  • BASIL

    0

    انتظار این همه تغییر از طرف یونا رو نداشتم چند وقت نبوده اما اندازه صد سال پیر شده از حرص خورده از دست میراث

    ۴۶ دقیقه پیش
  • Mobina

    2

    کالی پارته هدیه می خوام پلییزز🥺😩

    ۵۰ دقیقه پیش
  • Fati

    0

    دخترک بیچاره ، داغونش کردین یونا یجور عذابش داده میراثم یجور دیگه ، هنوزم دارین عذابش میدین نعنارم کشوندن تو باتلاقی که خودشون توش فرو رفتن حداقل بهش میگفتن اینا همش بازی بوده هی ذره ذره داره حقایق رو میشه، تا نعنا میخواد به خودش بیاد یچیز دیگه میفهمه و داغون تر میشه 🥲

    ۵۳ دقیقه پیش
  • محدث

    0

    یونا جان چشم میراث و دور دیدی بلند پروازی میکنی

    ۵۶ دقیقه پیش
  • Jester

    0

    یونا هرچقدرم رمانتیک بازی دربیاره و مهربون باشه ، به پای بلای جون گفتنای میراث نمیرسه

    ۵۸ دقیقه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️