پارت بیست و پنجم :




*
مستانه:
"حقیقتشو بخواین، تضمینی نیست که بعد عمل به هوش بیاد. ماهیچه‌های قلبش خیلی ضعیفه. ولی اگه عمل نکنین هم... با این وضعیت نهایت چند ماه دووم بیاره. آماده‌ی هر اتفاقی باشین."
حرف‌های دکتر برای بار هزارم بود که در سرش می‌چرخید و بیچاره‌اش می‌کرد. دلش می‌خواست فریاد بزند. آنقدر بلند که این فریاد صدای دکتر را از گوش‌‍هایش بکند و ببرد.
"بچه‌های داون معمولا با

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️