پارت صد و چهل و دوم :

"پردیس"


همیشه فکر می‌کردم دختر نترسی هستم اما این اواخر زندگی بهم نشون داد که اشتباه فکر می‌کنم و تا وقتی عزیزامون توی زندگیمون هستن، ما مجبوریم که بترسیم حتی اگر نخوایم.
برادر موجود عزیزیه، اون‌قدر عزیز که تو حاظری جونت رو بدی اما اون خار به پاش نره. مثل من که حاظر بودم تمام زندگیم رو بدم اما پدرام و پرهام رو سرحال و سالم ببینم.
با پیام سعید لباس پوشیدم و سوار ماشینی کÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • محی

    2

    چقد نامردی شد در حقشون خانواده شون نابود شد،ولی دنیا گرده آقا سعید نوبتی هم که باشه باز بهت میرسه🎼

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره نوبت اون هم میرسه

    ۳ روز پیش
  • فاطمه

    1

    نویسنده چرا اینجوری عاشق شده عشق اینجورم مگه هست؟طرف زن خودشو کشت ی خانواده رو نابود کرد ک ب زور ی دخترو بدست بیاره؟چ بدست آوردنی آخه؟

    ۱ هفته پیش
  • رایکا

    0

    فقط بدست اوردن دختر نیست، میتونست بدون اینکه باهاش ازدداج کنه بدستش بیاره ولی از طرفی پردیس دوتا داداش داره که عین شیر پشتشن و حتی بابای خودشونو سد غیرت کشتن..پس سعید از راهی جلو رفت که بدونه با یه تیر دوتا نشون رو بزنه و همزمان اون دو نفر رو زیر سلطه بگیره.

    ۷ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بله هست، خیلی از آدما نه به خاطر عشق، که به خاطر این‌که فقط می‌خوان همه‌چیز رو به دست بیارن و طاقت نه شنیدن ندارن همه کار میکنن

    ۳ روز پیش
  • فاطمه

    1

    من میدونم آخرش چی مشه پرهام میمیره برای نجات جون پدرام مهیارم خودش میفهمه داستان از چ قرار خودش مدارک پدرامو بهش میده و از این خانواده فقط پدرام میمونه

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    فاطمه آخ فاطمه...

    ۳ روز پیش
  • اَسماء

    4

    این پردیس طفلی چی کشیده از دست این سعید حروم لقمه بی شرف

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عذاااب🥲💔

    ۳ روز پیش
  • لیلی

    1

    کثافت😈حرومزاده

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    🥲🥲💔

    ۳ روز پیش
  • زری

    1

    سعید لاشی😖😖

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    😄😄💋💋

    ۳ روز پیش
  • Hani

    0

    دوباره رفتم از پارت صد خوندم تا اینجا هنوز پارت نیومده🥲صبا جان منتظریم برم عاصی رو شروع کنم باز میام سر بزنم

    ۶ روز پیش
  • رایکا

    1

    پارت جدید نیومده چرا، عاصی هم پارت نداره ..صبا جونم خوبی؟؟

    ۷ روز پیش
  • صبا

    1

    خدا لعنتت کنه سعید عوضی

    ۱ هفته پیش
  • Hani

    1

    تا اینجا یه کله خوندم حالا باید منتظر بمونم واقعا ستمه 🫠

    ۱ هفته پیش
  • رز پژمرده

    1

    سعید جواب کارهاشو پس میده حتما

    ۱ هفته پیش
  • رز پژمرده

    3

    عالی بود متن رمان من عاشق شخسیت پدرام شدم

    ۱ هفته پیش
  • راز

    1

    سعید چه طماع به همه چی رسید آفرین بدبخت پدرام همه رو از دست داد حتی گندمک رو.

    ۱ هفته پیش
  • Darya

    1

    واای خدای من قلبم درد گرفت 💔😭

    ۱ هفته پیش
  • سرو

    1

    این سعید چقدر پسته خدایی این همه بلا سرخانواده اش آورده حالا پرو پرو براش داستان تعریف میکنه

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️