عروس داراب به قلم نسترن شاکر
پارت هفتم :
**۰۴. نامهٔ نفرستاده***
«خدمتِ جنابِ دارابخان،
امیدوارم حالتان خوب باشد، ارباب. سه ماه از روزی که از عمارتِ شما برگشتم میگذرد؛ همانجا که عطرِ گلهای رز تمامِ شهر را پر کرده بود. شاید تکراری به نظر برسد اگر بگویم «زمان مثل باد میگذرد»، اما انگار واقعاً همینطور است.
این روزها زمینهای سرسبزِ ما پر از بویِ خوشِ جنگل شدهاند. تابستانهای این ولایت همیشه به گرم بÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

ماهونیا
0لطفا زود در پارت بزارید