پارت پنجاه و چهارم :

فقط خدا با آنها بود که حلیمه از باد جاده، کمی گوشش سنگین شده بود. همان وقت نسیم دست حلیمه را گرفت و وقتی سمت آشپزخانه میکشید با صدایی که روی صدای عفت سادات پوشش بگذارد گفت:
- یمه جان ول کن اون ور رو... بدو بیا ببین پنجره‌ی آشپزخونه رو به کجا باز می‌شه! اصلاً ابهت از سر و روی کوه دماوند می‌ریزه . بیا قشنگ وایسا تو افق محو شو، منم برات چایی دم کنم حظ ببری...
بالاخره آرین با توصیه های عفت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرین در رمان این رابطه باگ دارد آرین
تصویر شخصیت دنیا در رمان این رابطه باگ دارد دنیا
آخرین نظرات ارسال شده
  • هناسه

    1

    یعنی من عاشق دنیا و تئوری های ذهنشنم حالا در کنارش جدی شدن مثلا همسر جانش و یعد در عین جدی بودن میزنه تو فاز شوخی. عالیی بود صبح ام رو با دل درد از خنده زیاد شروع کروم. خدا قوت نویسنده جون

    ۲ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    چه کامنت خوبی بود قشنگ فول آو انگیزه شدم مرسی 🥰

    ۲ روز پیش
  • شادان

    0

    حس میکنم آرین هنوز نفهمیده که دنیا شوخی هاشو نمیگیره ..🤦 ♀️🤦 ♀️ نزن برادر من این حرفا رو دنیا زیادی ذهنش خلاقهه

    ۲ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😂😂 دنیا کلا تو دنیای خودشه اینقدر برای این موقعیتی که بالاجبار توش قرار گرفته، ذهنش مشغوله که گاهی هیچی نمی‌فهمه

    ۲ روز پیش
  • شادان

    0

    یعنی با این فرمونی که اینا پیش میرن قشنگ منتظر بردن کاسه آش نذری برای همسایه ها هستیم

    ۲ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    😂😂😂همین جوری پیش برن عفت سادات میره در و همسایه رو خبر می‌کنه بیان برای روضه🤦🏽‍♀️😁

    ۲ روز پیش
  • تمنا

    0

    همینو بگو..من گفتم الان آرین میگن با چت یه عکس بساز .ولی نه خب اینا کارشون اینه حتما هلنا م زود تشخیص میده که مصنوعیه

    ۲ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    بله قطعا این فکر دم دستی ترین فکری بود که می‌توانست به سرشون بزنه اما حتی بهش فکر هم نکردن چون خودشون میدونن تشخیصش برای هلنا و بقیه همکلاسیهاشون چقدر راحته😇

    ۲ روز پیش
  • تمنا

    0

    خانم چراغیان یمه رو بفرس بره که دیگه دلمون تنگ دونفره های آرین و دنیا شده😍..یکم سکسکه دنیا رو کم کن خداوکیلی اسمشم میاد دچارش میشم😅

    ۲ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    صبر داشته باش😎. با اینهمه دروغی که اینا گفتن دنیا باید تا الان سکته میکرد همین که فقط سکسکه می‌کنه جای شکرش باقیه . 😁

    ۲ روز پیش
  • شادان

    0

    بعضی وقتها واقعا به عقل این دنیا شک میکنم .. بابا تو خودت توی شرکت هوش مصنوعی کار میکنی عکس آرین رو بده بهش جی پی تی برات دیگ با هر آشی بخوای بار میذاره دیگه چرا اقای جهرمی رو تو زحمت میندازی

    ۲ روز پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    عزیز من اینا خودشون استاد هوش مصنوعی هستن با همون نگاه اول تشخیص میدن که واقعی نیست 😎 کار باید اساسی باشه اونم با عقل دنیا 😂

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️