اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت نود و هفتم :
شکوفه و شوکت با خنده و به شوخی می گوید:
-نگاه تورو خدا مامان چقدر پسر دوسته تا حالا یکی از جواهرهاشو به ما نداده ولی واسه عروسش سنگ تموم گذاشت.
شکوه در حالی که با محبت به انگشتر در دستم نگاه می کند، جوابشان را می دهد.
-شما هر کدوم عروس یکی دیگهاید، برید از مادرشوهراتون بگیرید.
شکوفه با خنده اعتراضش را به زبان میآورد.
-وا مامان من که هنوز شوهر نکردم.
-توام کفتر لب بومیØ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون ثنا جان
۶ روز پیششهناز
0باورم نمیشه شکوه اینجوری عوض شده باشه😍😍 بازم اعلا😒 پس کی شرش کم میشه بچه پررو
۷ روز پیشریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۷ روز پیشریحانه
0باز این پرو پیداش شد تازه داشتم از روابط عروس و خانواده شوهر ذوق میکردما ایش زد حال
۷ روز پیش
لطفا صبر کنید...

ثنا
0خسته نباشی عزیزم عالی بود